up_right

 

 

 

منوی دسترسی
ساعت سیستم
تبلیغات

 
جستجو در سایت
 
 
 افشای نقش رژیم صهیونیستی در ترور حریری توسط دبیر کل حزب الله لبنان 
یادداشت 7 :
همت و تلاش ؛ رمز خلاقیت و پیشرفت 

   
نویسنده : دکتر مصطفی ملکوتیان 
15/1/1389
         
           همت بلند دار که مردان روزگار        ازهمت بلند به جائی رسیده اند
 
  
      هرچند به برکت استقلال بدست آمده از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شعار نه شرقی نه غربی آن ، کشور ما که در سال 1357 کشوری بسیار عقب مانده و وابسته به غرب بود، توانسته است راه خود به سوی رشد و توسعه علمی و فناوری در زمینه های مختلف از جمله فناوری های فضائی ، هسته ای ، لیزر ، نانو ، تسلیحاتی ، کالاهای مصرفی و دانش های پزشکی ، سلول های بنیادی ، شبیه سازی حیوانات  و غیره را هموار سازد و فاصله گسترده موجود با کشورهای پیشرفته را کوتاه نماید، اما برای رسیدن به پله های اول علمی و فناوری در جهان باید به دلایل متعدد همواره و  با جدیت به تلاش های ملی بیفزائیم و از زمان ، امکانات و موقعیت ها به خوبی بهره ببریم:
1 -
 به دلیل قطع منافع استعماری غرب در ایران ونیز احساس خطر غرب از تزلزل بیشتر  در منافع جهانیش در آینده، کشور ما زیر فشار تحریم ها و محاصره های اقتصادی و فشار های سیاسی شدید  قرار دارد . بنابراین برای کسب موفقیت نیاز به تلاش ها و تکاپو های سازماندهی شده  بیشتری داریم.
 2– نظام های سیاسی و وابسته قاجار و پهلوی ، در زمینه علم و فناوری  باعث ایجاد فاصله بسیار میان کشور ما و جهان صنعتی گردیدند.ما باید از یکسو این عقب ماندگی را جبران کنیم و از دیگر سو در ماراتن رشد و توسعه علمی دنیای معاصر به خوبی عمل کنیم و خود را به پیش ببریم. بنابر این باید همت و تلاش خود را افزایش دهیم.
 
3 – ما در جهانی زندگی می کنیم که رشد و توسعه در قسمتی از این جهان به یک ویژگی اصلی و روزمره تبدیل شده است.بنابراین هیچ درنگی در این زمینه بخشودنی نخواهد بود و به عمیق تر شدن فاصله خواهد انجامید.
 4– رشد و توسعه فقط جنبه فنی و رفاهی ندارد بلکه در دنیای حاضر تبدیل به عامل قدرت و حتی نفوذ گردیده است؛ بگونه ای که اگر رشد و توسعه مادی را از جهان غرب بگیریم ، چیزی از آن و قدرتش در جهان باقی نخواهد ماند.زیرا غرب یک ایدئولوژی ماورائی و عالی ندارد و تنها از طریق اهرم فناوری در دولت ها و ملت های جهان نفوذ نموده است.
   
      
آشکار است که نامگذاری سال 1389 به نام سال همت مضاعف و کار مضاعف از سوی مقام معظم رهبری برای نشان دادن اهمیت موضوع است و حداقل نتیجه ای که دربر دارد تقویت فرهنگ تلاش و کار برنامه ریزی شده و هدفدار در جامعه که زمینه ای برای رشد و توسعه بیشتر است می باشد. 
    
      
همت و تلاش بیشتر به معنی افزایش کمی ساعات کار نیست ، بلکه وظیفه دولتمردان و مدیران سازمان ها و شرکت های دولتی و خصوصی را در :

 1– داشتن هدف یا اهداف مشخص  کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت
 
2 – داشتن راهبردهای کم هزینه تر و سریع تر زمان دار برای دست یابی به اهداف از جمله لزوم بهره گیری از فناوری های پیشرفته
 
3 – استفاده بهینه از نیرو ها و امکانات موجود و داشتن یک سیستم منظم بازخورد
مورد تاکید قرار می دهد.

 پایان

یادداشت 6 :
22 بهمن 1388 ؛خط پایانی بر توهمات  بیگانه پرستان 

 نویسنده : مصطفی ملکوتیان
 30/11/1388
  

     22بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران هرچندهمه ساله حضورفراگیروگسترده ی مردم حق طلب ایران اسلامی را به خود دیده و باعث یاس وناامیدی بیگانگان وبیگانه پرستان گردیده است اما 22بهمن  1388به صورتی ویژه اینان را مایوس وناامید کرد .دراین روز وپس از آشکار شدن حق وخواسته های باطل و بی منطق گروهی فتنه گر در همگامی با بیگانگان ودر حالی که به دلیل تعطیلی 5 روزه بسیاری از معتقدان انقلاب به زادگاه خود ویا سفر های زیارتی وسیاحتی رفته بودند (ازجمله از تهران) ، ملت چون سیل خروشان به حرکت در آمد ویک حضور بی سابقه را در تهران وشهرستان ها وروستاهای کشور به نمایش درآورد.

     22 بهمن 88 نشان داد که:
 1 -   مواضع برحق انقلاب در امور داخلی و بین المللی مورد تایید ملت است و باید در آینده نیز با قاطعیت ادامه یابد.
     
 2 -  ایستادگی بر مواضع اصولی ناشی از انقلاب ، قادر است ضد انقلاب وابسته و بیگانگان را در دست یابی به اهدافشان ناکام بگذارد.
        3 -  گروهی فتنه گر در مقابل دریای خروشان ملت جایگاهی ندارند و ملت با راندن این اراذل و اوباش از صفوف خویش ، ذلت و انفعال  انان را  به نمایش گذارده و این نکته را تایید کرد که حرکت های ذلیلانه و منفعل و سوئ استفاده گرانه  آن هااز روزهای ملی  نمی تواند در صفو ف ملت تفرقه و خلل ایجاد کند.

       4 -  فریب خوردگان داخلی - هم چون دشمنان بیگانه - جز ناامیدی و پشیمانی دستاوردی نداشته اند؛ کسانی که با آموزش بیگانگان برای گسترش فحشا در جامعه شعارهای مذهبی می دادند و با گوش دادن به چند تلویزیون ماهواره ای فارسی زبان که با کمک سازمان های جاسوسی آمریکا و غرب اداره می شوند به وطن فروشی تن داده بودند.

        5 -  ملت ایران توانائی تبدیل هرگونه تهدید به فرصت را داراست .
            
و در پایان :
        22بهمن 88 همان گونه که مردم مسلمان و انقلابی ایران را خرسند نمود ، دوستداران بی شمار انقلاب اسلامی در سراسر گیتی را نیز به وجد آورد و تبلیغات منفی گسترده علیه انقلاب و جمهوری اسلامی ایران در سطح جهانی را که توسط رسانه های بیگانه یا وابسته به بیگانه صورت گرفته بود ، خنثی کرد. 
      بدین ترتیب ،  دشمنان ایران که در تصور بهره برداری از حوادث پس از انتخابات بودند ، اینک و پس از ناکامی مجبور شده اند به سر سطر باز گردند :یعنی به استفاده از اهرم زنگ زده و غیر کار آی تهدید.
 
    
      
حقیقت این است که همیشه ضدانقلاب از انقلاب شکست می خورد و این یک واقعیت تاریخی است ؛ به ویژه در یک انقلاب اسلامی که مردم به دلیل ایمان و اعتقاد مذهبی حاضر به فداکاری و ایثار و  از خودگذشتگی هستند و در مقابل آن ها  افرادی وابسته و بی ریشه و لیبرال مسلک قرار دارند که تنها برای منافع شخصی و خرسندی رسانه های دروغ گوی خارجی  و به دلیل  دچار شدن به توهم قدرت  ساخته بیگانگان  به فتنه گری علیه یک انقلاب مردمی و اصیل  معارض با سلطه استعمارگرانه  قدرت های جهانی  پرداخته اند.
     مقابله ضد انقلاب با انقلاب اسلامی هم چون مقابله کفار و مشرکان و منافقان با اسلام  در صدر اسلام لکه ننگی بر پیشانی آن ها نهاده است که در تاریخ خواهد ماند. 
   
      
     اکنون برای پیشبرد سریعتر  و کاملتر آرمان ها و اهداف انقلاب اسلامی  وظیفه ما این است که:  
       
1 - با توجه به این که در شرایط وجود وحدت سیاسی هیچ دشمن داخلی و خارجی کاری از پیش نمی برد ،  همواره وحدت واقعی میان نخبگان سیاسی ( دولتمردان ) را به نمایش بگذاریم.   
       2-  با توجه به اهمیت فوق العاده پیشرفت های علمی فناوری در سرنوشت ملت ها ،سرعت حرکت خود به سوی کشف علمی و تبدیل دانش به تکنولوژی را چند برابر کنیم.
     
       3 – برای دور کردن جهانیان از آثار تبلیغات دشمنان کشور  ، با بازگوئی کارکرد های انقلاب اسلامی و مقایسه  آن با شرایط پیش از انقلاب و مقایسه با سایر کشورها در مناطق مختلف جهان ، بر حجم تبلیغات خود به زبان های مختلف  بیفزائیم . ما آگاهیم که تبلیغات جهانی ما تاکنون بسیار موثر بوده است .

      
 4–با توجه به این که امروزه به برکت توسعه فرهنگی ناشی از انقلاب ، در همه زمینه ها از متخصصان متعهد ورزیده و توانا برخورداریم  ، زمینه به کارگیری آن ها به منظور انجام کارهای بسیار بزرگ و ماندگار را فراهم کنیم.به عبارت دیگر، به دلیل اهمیت موضوع ،ما باید در اجرای پروژه های ملی ، بزرگ و ماندگار - که باعث افتخار ملی می شوند - تلاش همیشگی و پیوسته داشته باشیم.       
              
 

پایان

یادداشت 5 :
 
 انقلاب اسلامی ایران ؛  استوار و جاودانه
نویسنده : مصطفی ملکوتیان
10/11/1388 
 


مقدمه :
    
      
انقلاب اسلامی ایران در 31 سال گذشته علی رغم گستردگی توطئه ها ونقشه های دولت های استعمارگر بیگانه و وابستگان داخلی آن ها با اقتدار و استواری تحسین برانگیزی به حرکت خود ادامه داده و بر مواضع اصولی خود ایستادگی نموده است.انقلاب در افشای چهره ضد بشری و غارتگرانه دولت های غربی به ویژه آمریکا و حامیان آن ها در انظار جهانیان بسیار موفق بوده و به جرات می توان گفت تزلزلی که انقلاب اسلامی در جبهه استکبار بوجود آورده است بی سابقه و بشدت تهدید کننده بوده است.
  
       
از سوی دیگر همگان آگاهند که انقلاب کشور ما را از یک کشوری که زائده غرب و وابسته به بیگانه بود به کشوری مستقل ، قدرتمند و توانا و به سرعت در حال پیشرفت و رشد به ویژه در دانش های مبنائی و با اهمیت مانند انرژی هسته ای ، تکنولوژی فضائی ، سلول های بنیادی ، تسلیحات نظامی ، نانو تکنولوژی ، دانش پزشکی  و غیره  همراه با تقویت جامع زیر ساخت های لازم ( از قبیل راهها از جمله ساخت راه آهن در هر سال برابر تمام راه آهنی که در  57 سال رژیم پهلوی  ساخته شد  ، بنادر ، برق رسانی و گاز رسانی ،تربیت نیروی انسانی ماهربا توجه به این واقعیت که در حالی که در سال پایانی رژیم سابق تعداد دانشجویان کشور تنها 154000 نفر بود  ، اکنون از مرز 3500000 نفر نیز گذشته است ) تبدیل کرده است.
   
      
این نوشتار بر آن است تا با اشاره به تعدادی از تلاش های بیگانگان علیه انقلاب اسلامی در سالیان گذشته و از جمله نوعی کالبدشکافی آخرین تلاش آن ها بعداز انتخابات ریاست جمهوری دهم ، رمز استواری و جاودانگی انقلاب اسلامی را بازگو نماید. 
 
تلاش های دامنه دار غرب علیه انقلاب اسلامی :   
      
رژیم محمد رضاشاه به ویژه بعداز کودتای 28 مرداد 1332 به زائده غرب در منطقه که وابستگی شدید فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی به آن ها بخصوص آمریکا داشت تبدیل گردید.به طور کلی ، از جنگ جهانی دوم ایران همواره در امنیت ملی آمریکا نقش کلیدی داشته است.بدین گونه که در جنگ جهانی دوم ایران پل پیروزی غرب نام گرفت و پس از جنگ نیز به مرکز اجرای سیاست های این کشور تبدیل شد.عضویت ایران در پیمان سنتو و تصویب لایحه کاپیتولاسیون و هم چنین تبدیل ایران به ژاندارم آمریکا در منطقه بیانگر وابستگی گسترده رژیم پوسیده پهلوی به آمریکا و اهمیت موضوع ایران در راهبردهای آمریکا بود.
  
       
در حقیقت آمریکا ماموریت مبارزه با حرکت های ضد حکومتی در منطقه را به رژیم شاه سپرده بود و واضح است که  وقوع انقلاب در خود ژاندارم برای آمریکا و مجموعه غرب بسیار مصیبت بار بود.
    
      
در  سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی آمریکا برای مقابله با و جلوگیری ازگسترش تاثیر گذاری انقلاب اسلامی ایران در جهان به انواع راهبرد ها و روش ها دست یازیده و در همه آن ها نیز شکست خورده است. در این رابطه ما نباید موارد زیر را فراموش کنیم:
1
– در زمان ریاست جمهوری جیمی کارتر ، آمریکا برای مقابله با ایران  به تشکیل نیروهای واکنش سریع پرداخته دست به محاصره اقتصادی ایران و براه انداختن کودتای نافرجام نوژه زد ه حمله شکست خورده به طبس را براه انداخت.  آمریکا در همه این تلاش ها شکست خورد و این شکست ها راه را برای گسترش اصول گرائی اسلامی در جهان هموار کرد.
2 – در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان ، آمریکا با راهبرد جنگ خفیف یعنی جنگی همه جانبه – اقتصادی ، سیاسی ، تبلیغاتی و فرهنگی – شدیدترین تلاش ها علیه ایران اسلامی را انجام داد. اما در پایان مجبور شد رسوائی ایران گیت و التماس به ایران جهت برقراری رابطه را بپذیرد.
3 – در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون ، راهبرد مهار دوگانه آمریکا به اجرا درآمد و وی برای ضربه زدن به ایران کشور ما را در کنار عراق قرار داد ، اما خداوند حیله و مکر او را افشا  نموده این راهبرد نیز راه به جائی نبرد و کلینتون آن را با خود برد.
4– در زمان ریاست جمهوری جرج بوش ، وی از راهبرد حمله پیشدستانه سخن گفت و ایران را در به اصطلاح " محور شرارت " قرار دادو نبرد های افغانستان و عراق را آغاز کرد. اما او آن قدر مشکل و رسوائی برای آمریکا به بار آورد که همگان منتظر رفتن او و خلاصی از شر او بودند.او نیز شکست خورده و ناتوان راهبرد خود را با خود برد و امروزه دیگر از عربده های نومحافظه کاران کاخ سفید به رهبری بوش خبری نیست.
  انقلاب اسلامی در  سال های گذشته ثابت نموده که پایدار و جاودانه است؛به عکس ، غرب دشمن را می بینیم که امروزه در گرفتاری های اقتصادی (بحران اقتصادی ) و سیاسی نظامی (از جمله در باتلاق عراق و افغانستان ) دست و پا می زند.
 
کالبدشکافی یک حرکت ضد انقلابی :    
      
با برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری در 22 خرداد امسال ، برخی از کاندیداها  که به استناد شواهد مختلف قبل از برگزاری انتخابات تصور آوردن این مقدار رای را نیز نداشتند و هیچ فرد عاقلی نیز نمی توانست ادعا کند که انها در انتخابات پیروز خواهند شد ، به دلایل مختلف از جمله :
1 – عقده گشائی و انتقام گیری از رقیب ( یعنی یک عامل روانشناختی سیاسی )
2 – نفوذ عوامل جاسوسی بیگانه در ماجرا ( به عنوان مثال رجوع شود به اعترافات و گفته های رسام از جاسوسان انگلیس در این ماجرا )
3 – تشویق و ترغیب و تلاش گسترده رسانه های ضد انقلاب وابسته به بیگانه
 
از طریق طرح یک توهم یعنی تقلب در انتخابات ، راه ورود عناصر ضد انقلاب به خیابان را باز کردند تا جائی که اینان در روز عاشورای امسال نقاب از چهره برداشته و آشکارا به هتک حرمت این روز عزیز پرداختند. 
      
این افراد و حامیان آن ها به دلیل خویشتنداری مردم و نیروهای انقلاب در مقابلشان،  دچار توهم قدرت گردیده بودند.آن ها نمی توانستند درک کنند که بر اساس یافته های علم جامعه شناسی سیاسی وجامعه شناسی  انقلاب ، انقلاب ها به دلیل تکیه بر ملت ، قادرند مشکلات و بحرانها را پشت سر بگذارند ؛ به ویژه در یک انقلاب اسلامی که مردم به خاطر عقیده و ایمانشان از هیچ گونه ایثار و فداکاری دریغ  ندارند.هم چنین ، در مقابل چنین ملتی گروهی لیبرال مسلک قرار داشتند که هم خودشان و هم غرب حامیشان در موضع ضعف بودند:از یکطرف این یک ضعف ذاتی است که افراد لیبرال مسلک با مشاهده قدرت رقیب صحنه را خالی می کنند و از طرف دیگر حامیان بیگانه آن ها با بحران های بزرگ سیاسی و اقتصادی دست به گریبان اند. 
 
      
در این جا توضیح این نکته نیز لازم است که عمده حامیان خارجی گروه اغتشاش گر به خوبی می دانستند که با این حرکت ضربه کاری به نظام اسلامی نخواهد خورد ، اما آن ها این افراد را مورد سوء استفاده قرار دادند تا با اعمال فشار بر ایران ( و بهره گیری ابزاری از برخی شعارهای مذهبی توسط کسانی که بسیاری از آن ها نقش دائمی در گسترش منکرات در جامعه دارند )، کشور ما در مسائلی مانند انرژی هسته ای وپیشرفت های علمی فناوری و  غیره در مقابل آن ها کوتاه بیاید.
   
      
در نهایت راهپیمائی های عظیم و بسیار گسترده مردم در سراسر کشور در روزهای 8 و 9 دیماه جاری  ، پیامی هماهنگ هم به ضدانقلاب داخلی هم به حامیان خارجی آن ها داد؛ نمایش قدرتی که آن ها را سر درگم کرد و به جستجوی راه گریز از مهلکه سوق داد.
 
رمز استواری و جاودانگی انقلاب اسلامی :   
      
یکی از مهم ترین رموز استواری و اقتدار انقلاب و نظام اسلامی حق طلبی آن از یکطرف و نقش مردم در آن ازطرف دیگر بوده است. ما هیچ ایده وشعار خوبی را پیدا نمی کنیم که در مجموعه ایده ها و شعارهای انقلاب اسلامی موجود نباشد.این امر به این دلیل است که اسلام دینی جامع است و بالتبع انقلاب اسلامی نیز انقلابی جامع  همه ایده های خوب  می باشد.
  
       
از سوی دیگر ، انقلاب اسلامی مردمی حق طلب در اختیار دارد که برای تحقق اهدافش حاضر به ایثار و فداکاری هستند از حضور در انتخابات های مختلف گرفته تا مبارزه با ضد انقلاب ومهاجمین بیگانه .
  
       
رمز دیگر استواری نظام اسلامی را باید در تلاش های دولت اسلامی در بردن کشور به سوی توسعه همه جانبه و داشتن مواضع اصولی در مسائل داخلی و خارجی جستجو کرد.
   
      
در حقیقت ، مردم با رهبری حضرت امام خمینی (ره ) در سال 1357 نظامی را آفریدند که می تواند بر مبنای قانون اساسی و نقش و محور کلیدی رهبری انقلاب ، مسائل و مشکلات پیش رو را از میان برداشته و کشور را در مسیر رشد و تعالی به پیش ببرد.  
                                                                                                                                                                  
                                                                                                                                                                    
پایان
 



________________________________________________________________________________________________________


2
دورنماي اهميت انرژي هسته اي در عصر اقيانوسي آينده

نويسنده: مصطفي ملكوتيان
20/4/1387


     تعدادي از پژوهشگران و نظريه پردازان علوم ژئوپولتيك و جغرافياي سياسي از دهه هاي پاياني سده بيستم اين عقيده را ابراز داشته اند كه بشر در آينده اي نه چندان دور به سوي بهره‌گيري گسترده‌‌تر از اقيانوس‌ها و درياها خواهد رفت و زماني فراخواهد رسيد كه درياها نقشي بسيار تعيين كننده در مسائل بين المللي و تعيين راهبردهاي جهاني خواهند داشت.

     از ديدگاه اين افراد دلايل اهميت روزافزون درياها و اقيانوس ها در آينده عبارتند از :

1-در بستر و اعماق درياها حجمي عظيم و تمام نشدني و حتي خود توليدي از سنگهاي معدني ارزشمند مورد نياز بشر وجود دارد.به علاوه ، معدنكاوي در بستر دريا مزيت هايي دارد ؛ بطوري كه در زير دريا لازم نيست عمليات حفاري گران قيمت براي نمونه برداري انجام دهيم يا مواد انفجاري بكار بريم ، زيرا مي توان قبل از معدنكاوي با دوربين هاي ويژه ذخيره موجود را كشف كرد.تنها مشكلي كه اكنون وجود دارد عدم امكان يا هزينه بالاي توليد زير دريايي هايي است كه بتوانند اين مواد را به سطح دريا حمل كنند.اما چشم انداز اين امر و حل اين مشكل با بكار گيري انرژي هسته اي در زيردريايي هاي آينده بسيار روشن و اميد وار كننده است.

2-دريا داراي حجمي وسيع از منابع غذايي مفيد است كه مي تواند كمبودهاي غذايي ناشي از افزايش جمعيت جهان را خنثي كند.به علاوه ، در جهاني كه به طور روزمره وابستگي اش به انرژي هاي نفت و گاز افزايش مي يابد ، هر روزه بر ارزش درياها كه داراي مقدار ارزشمندي منابع انرژي فسيلي هستند افزوده مي شود. اهميت جدي اين امر حتي امروزه كه به دليل افزايش قيمت جهاني نفت اقتصاد كشورهاي صنعتي دچار ركود گرديده اند نيز آشكار شده است.

3-زير دريايي هاي جديد آرام آرام مي توانند حتي آسمان درياها را نيز كنترل كنند ، در حالي كه هواپيماها قادر به كنترل زير دريايي ها نيستند.علت اين ناتواني اين است كه تغييرات در درجه شوري آب ، وجود آبزيان ، تركيبات كف دريا و بيش از همه لايه هاي آب امواج صوتي را مي شكنند و رديابي زير دريايي ها توسط هواپيما ها را غير قابل اعتماد مي كنند و در نتيجه اين رديابي با اختلاف بسيار زياد با واقعيت صورت مي گيرد.

4-كشتي زير دريايي ، حتي اقيانوس منجمد شمالي را كه البته كوتاهترين مسير بين قاره هاي اوراسيا و آمريكا نيز هست قابل كشتيراني كرده است.بنابراين توسعه فناوري دريائي و فناوري زيردريائي ها دريچه جديدي به روي دستيابي بشر به منابع معدني فراوان و قدرت سياسي فزاينده خواهد گشود.

     به اين دلايل ، اين پژوهشگران معتقدند كه بشر بيش از پيش به سوي بهره گيري از درياها در حركت است و زماني فرا خواهد رسيد كه تنها كشورهايي كه در پروژه هاي اكتشاف و استخراج از درياها سرمايه گذاري بيشتري كنند و به زيردريايي هاي هسته اي(زيردريائي هائي كه با سوخت هسته اي كار مي كنند) كه قادر به كنترل دريا و آسمان دريا و توانا بر حمل ارزان قيمت مواد معدني دريا هستند دسترسي داشته باشند، خواهند توانست در قضاياي بين المللي و تحولات جهاني دست بالايي داشته باشند.

===========================================================================================

4
  آسیب پذیری های کشور مصنوعی 20700 کیلومترمربعی

نویسنده : دکتر مصطفی ملکوتیان
1387/10/8



● کشور مصنوعی:
     امپراطوری عثمانی بخش وسیعی از سرزمین های اسلامی شامل بالکان، سواحل شرقی مدیترانه (سوریه، لبنان و فلسطین)، عراق، شبه جزیره عربستان و شمال آفریقا را در اختیار داشت که برخی از این سرزمین ها به مرور زمان از امپراطوری جدا و مستقل شده بودند. حضور این امپراطوری بزرگ اسلامی در صحنه جهانی، با منافع استعماری قدرت هایی همچون انگلستان در تعارض بود. بنابراین تا پیش از جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ م. انگلستان از هر فرصتی برای تضعیف آن بهره می برد؛ از جمله " نهضت ترک های جوان" را که رهبرانش با انگلستان متحد و مرتبط بودند علیه این امپراطوری به راه انداخت.
رژیم صهیونیستی در اثر همگامی سه عامل پدید آمد: نقشه ها و توطئه های صهیونیسم جهانی، طرح های استعماری انگلیس (همانند طرح های آن برای ساقط کردن عثمانی) و سپس آمریکا و وابستگی و سرسپردگی برخی سران عربی زمانه.
     در پایان قرن ۱۹ میلادی، صهیونیست ها هدف خود مبنی بر تشکیل دولت یهودی را اعلام داشتند. پیش از آن اسنادی از محافل سری صهیونیستی تحت عنوان پروتکل های حکمای صهیون افشا و منتشر شد که حاکی از تلاش های پنهانی صهیونیست ها برای سلطه بر جهان بود. آنها در این پروتکل ها روش رسیدن به هدف خود را سلطه بر اقتصاد و منابع مالی جهانی، سلطه بر دستگاههای تبلیغاتی و رواج ابتذال و بی بندو باری اخلاقی اعلام کرده بودند. صهیونیست ها تشکیل دولت صهیونیستی در فلسطین را گام آغازین حرکت خود می دانستند.
     صهیونیست ها برای در اختیار گرفتن فلسطین به دولت های مختلف از جمله امپراطوری عثمانی و انگلستان رجوع کرده، به آنان قول کمک مالی و سیاسی در صورت همکاری می دادند. امپراطوری عثمانی در مقابل درخواست آنان شدیدا ایستادگی کرد. اما انگلستان که تشکیل چنین دولتی در فلسطین را با منافع استعماری خود سازگار می دید، با آنان همراه شد. آن ها نیز در مقابل، کمک های مالی زیادی در زمان جنگ جهانی اول در اختیار انگلستان قرار دادند.
در سال ۱۹۱۷ میلادی لرد بالفور وزیر خارجه انگیس اعلامیه ای به طرفداری از واگذار کردن فلسطین به صهیونیست ها صادر کرد. اما در این اعلامیه از بکار بردن لفظ تشکیل دولت خودداری نمود و تنها از عبارت تشکیل یک موطن یهودی استفاده کرد تا از مخالفت ها و شورش های اعراب و فلسطینی ها جلوگیری کند. اما با توجه به رفتار انگلستان از همان ابتدا معلوم بود که هدف انگلیسی هاتشکیل یک دولت صهیونیستی است. بعدها وقتی اسناد وزارت خارجه انگلیس منتشر شد همگان به نقشه مزورانه و از پیش طراحی شده این کشور برای تشکیل یک دولت صهیونیستی در فلسطین پی بردند.
     جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۸ با شکست اتحاد مثلث – که امپراطوری عثمانی را نیز شامل می شد – پایان یافت و انگلستان که یکی از دولت های پیروز بود شرایط را برای اجرای فرمانش مساعد یافت. بعد از جنگ، دولت های فاتح جامعه ملل را به وجود آوردند که قیمومت بر سرزمین های جدا شده از امپراتوری های شکست خورده در جنگ را به این دولت ها واگذار می کرد. در نتیجه با تلاش انگلیسی ها قیمومت بر فلسطین و عراق در اختیار انگلیس قرار گرفت و قیمومت بر سوریه و لبنان به فرانسه داده شد. انگلیسی ها یک نماینده تام الاختیار با عنوان کمیسر عالی به فلسطین فرستادند و این فرد از این زمان تا سال ۱۹۴۸ که تشکیل رژیم صهیونیستی اعلام شد، آنچه در توان داشت برای فراهم کردن شرایط برای تشکیل دولت صهیونیستی به کار برد. در حالی که در زمان صدور اعلامیه بالفور تنها چند خانواده یهودی در فلسطین زندگی می کردند، با همکاری انگلستان تا سال ۱۹۴۸ صدها هزار یهودی به فلسطین آورده شدند. انگلیس مخالفت های فلسطینی ها را به طرق مختلف فرو می نشاند: از یک طرف با سرکوب؛ از طرف دیگر با اطمینان دادن های مکرر به آنان در این زمینه که هدفش به هیچ وجه تشکیل یک دولت صهیونیستی در فلسطین نیست؛ و از سوی سوم با همراهی برخی از رهبران عربی. همچنین انگلستان از مسلح شدن اعارب جلوگیری می نمود ولی اجازه می داد که سازمان های تروریستی صهیونیستی تشکیل شده، به فعالیت علیه اعراب بپردازند.
     با آغاز جنگ جهانی دوم و ورود آمریکا به جنگ و مشخص شدن نفوذ جهانی آینده این کشور، صهیونیست ها به همکاری با آمریکا پرداخته، توانستند نظر مساعد مقامات آمریکایی را نیزبرای همراهی با خود به دست آورند.
     بعد از پایان جنگ، آمریکا به مرکز ثقل فعالیت های صهیونیست ها برای تشکیل یک دولت صهیونیستی در فلسطین تبدیل شد. در سال ۱۹۴۸ دولت انگلستان شرایط را مساعد دیده و اعلام نمود که قصد دارد از فلسطین خارج شود. در این شرایط و همزمان با خروج انگلستان تشکیل رژیم صهیونیستی توسط صهیونیست ها در فلسطین اعلام شد و آمریکا اولین دولتی بود که این رژیم را به رسمیت شناخت. صهیونیست ها که با همکاری انگلستان مسلح شده بودند به کشتار و فراری دادن فلسطینی ها پرداختند و آنان را در سرزمین های خاور میانه و حتی دورتر آواره ساختند.
● جنگ های اعراب و اسرائیل:
     بلافاصله پس از اعلام تشکیل رژیم صهیونیستی ارتش هایی از کشورهای عربی به نبرد با صهیونیست ها پرداختند که به جنگ ۴۹ – ۱۹۴۸ مشهور است. اما ارتش های عربی کاری از پیش نبرده، مجبور به پذیرش آتش بس شدند. این امر علل مختلفی داشت؛ مانند: عدم بهره گیری اعراب از توان بالقوه مردمی و بسیج تمامی نیروها و امکانات خود، تحریم تسلیحاتی اعراب و رعایت آن در حالی که برای صهیونیست ها اسلحه ارسال می شد و نهایتا وابستگی فرماندهان برخی از ارتش های عربی به انگلستان (به عنوان مثال فرمانده ارتش ماورای اردن یک انگلیسی بود.).
     جنگ بعدی با اعلام ملی شدن کانال سوئز توسط جمال عبد الناصر در سال ۱۹۵۶ رخ داد که نه بر سر فلسطین بلکه مربوط به کانال سوئز بود. شرایط جهانی به نفع ناصر بود و لذا نیروهای اشغالگر کانال که انگلیس، فرانسه و رژیم صهیونیستی بودند با تهدیدی که توسط روسها صورت گرفت، مصر را ترک کردند.
در سال ۱۹۶۷ میلادی کشورهای عربی خود را برای یک حمله سریع به رژیم صهیونیستی آماده کرده بودند. اما قبل از آغاز این حمله دولت های آمریکا و شوروی به کشورهای عربی پیام دادند که از آماده شدن آنها برای حمله آگاهند و از آنها خواستند که از حمله صرفنظر کنند و در عوض به تلاش آنها برای حل سیاسی مساله بپیوندند. بدین ترتیب، کشورهای عربی طرح حمله را کنار گذاردند، اما رژیم صهیونیستی از فرصت استفاده کرد و با حمله به فرودگاه های کشورهای عربی حمله زمینی سریعی را آغاز نمود که در نتیجه آن بسیاری از سرزمین های کشورهای خط مقدم جبهه به تصرف این رژیم درآمد: صحرای سینا و نوار غزه از مصر، بلندی های جولان از سوریه و ساحل غربی رود اردن و بیت المقدس شرقی از اردن. در جریان این جنگ، آمریکایی ها به ارسال کمک و تسلیحات فراوان به سوی این رژیم برخاستند در حالی که متحد عرب ها – یعنی شوروی – دست روی دست گذاشته و خواستار حل سیاسی مساله شد. جنگ ۱۹۶۷ اوج قدرت رژیم صهیونیستی بود و می توان گفت که قدرت صهیونیست ها از این زمان به بعد آرام آرام رو به ضعف نهاده و امروزه بیش از هر زمانی در گذشته در ضعف و سراشیبی قدرت به سر می برند.
     در سال ۱۹۷۳ دو کشور مصر و سوریه در نبردی که به جنگ رمضان مشهور است، حمله برق آسایی به رژیم صهیونیستی نموده و بخش هایی از سرزمین های از دست رفته را آزاد کردند. اما حمایت آمریکا و عدم کمک جدی شوروی باعث شد که این کشورها زمین گیر شوند. در عین حال سوریه بخشی از جولان اشغالی را مجددا به دست آورد و مشروعیت جهانی فلسطینی ها افزایش یافت. به طوری که سازمان آزادیبخش فلسطین به عنوان عضو ناظر در سازمان ملل پذیرفته شد و رابطه تعدادی از کشورها با رژیم صهیونیستی قطع گردید.
● ظهور حزب الله لبنان و سازمان های اسلامگرا در فلسطین:
     رژیم صهیونیستی در سالهای ۱۹۷۸ و ۱۹۸۲ نیز به لبنان حمله برد که هر دو دفعه با مقاومت لبنانی ها روبرو گردید و سرانجام در نتیجه این مقاومت ها در سال ۲۰۰۰ متحمل شکستی مفتضحانه و مجبور به عقب نشینی شد. در این میان نبرد سال ۱۹۸۲ از اهمیت ویژه ای در سرنوشت خاور میانه و مساله فلسطین برخوردار است. زیرا مقاومت جنوب با محورحزب الله که با تاثیر پذیری از انقلاب اسلامی ایران پدید آمده بود با عملیات انتحاری و شهادت طلبانه، دشمن صهیونیستی و حامیان آنها را به شدت شکست داد و خود الگویی برای پیدایش سازمان هایی مانندجهاد اسلامی و حماس در فلسطین شد که با ایجاد انتفاضه فلسطین مقاومتی واقعی را در برابر صهیونیست ها پدید آوردند.
     به عبارت دیگر، این برای اولین بار بود که رژیم مغرور صهیونیستی در یک کشور عربی شکست می خورد و این آغاز یک مرحله جدید در جنگهای مسلمانان و این رژیم بود.
     در سال های گذشته آمریکایی ها به این نتیجه رسیدند که اگر می خواهند منافع جهانی خود از جمله سلطه بر منابع نفتی خلیج فارس را حفظ کنند چاره ای جز دادن برخی امتیازات به فلسطینی ها ندارند؛ بنابراین کنفرانس های بین المللی صلح را به راه انداختند که بر مبنای توافق های بدست آمده در آنها، یک دولت خودگردان در بخش خیلی کوچکی از فلسطین – یعنی ساحل غربی رود اردن و نوار غزه – به ریاست یاسر عرفات تشکیل گردید. البته گروههای جهادی فلسطین خواستار نابودی رژیم صهیونیستی و تشکیل یک دولت فلسطینی مستقل در تمام سرزمین فلسطین هستند.
رشد سازمان های جهادی و تحولات منطقه نهایتا باعث شد که جنبش مقاومت اسلامی - حماس- بتواند در انتخابات شهرداری ها و پارلمانی فلسطین به پیروزی دست یافته و دست به تشکیل دولت بزند.
     بنابراین شرایط جدیدی در منطقه خاور میانه پدید آمده است که آینده ناخوش و نامطمئنی را برای رژیم صهیونیستی تصویر می کند. این رژیم در این شرایط به تلاش مذبوحانه ای دست زد اصلی ترین دشمنان خود در جهان عرب یعنی فلسطینی ها و حزب الله (به علاوه سایر گروه های مقاومت لبنان) را از صحنه خارج سازد.
● نبرد ۳۳ روزه:
     پس از به قدرت رسیدن حماس، حمله اسرائیل به فلسطینی ها شدت یافت و نهایتا به حملات توپخانه ای و هوایی انجامید. رژیم صهیونیستی در این حملات بسیاری از مقامات دولت خودگردان را دستگیر و مراکز دولتی فلسطین را ویران نمود و تعداد زیادی از مردم فلسطین را به خاک و خون کشید.
این رژیم سپس متوجه لبنان شده سنگین ترین حملات هوایی، دریایی و زمینی را علیه این کشور انجام داد. در حالی که اسناد و اطلاعات موثقی در دست است که حمله رژیم صهیونیستی به این کشور از قبل طراحی شده بود، این رژیم علت حمله خود را اسارت دو سرباز اسرائیلی توسط حزب الله لبنان اعلام کرد.
حزب الله لبنان با هفتاد و پنج هزار رزمنده در جریان این نبرد، مقاومت سر سختا نه ای از خود نشان داد و در جواب حملات رژیم صهیونیستی شهرهای شمالی و تا حدودی مرکزی فلسطین اشغالی را موشک باران نموده، دو ناوچه پیشرفته این رژیم را غرق نمود و در نبرد زمینی نیز توانست ارتش صهیونیستی را زمین گیر نماید؛ در حالی که رزیم صهیونیستی در جنگ ۱۹۶۷، در طول تنها پنج روز سه کشور خط مقدم جبهه یعنی مصر، سوریه و اردن را شکست داده و در سال ۱۹۸۲ در عرض دو ساعت خود را به حومه بیروت رسانده بود.
     رژیم صهیونیستی که در ابتدا هدف خود از حمله به لبنان را نابودی حزب الله اعلام می کرد به دنبال مقاومت شدید این جنبش، اعلام کرد که هدفش ایجاد یک منطقه حائل بین رژیم صهیونیستی و لبنان است و از موضع اولیه خود عقب نشینی نمود.
     این رژیم برای سرپوش نهادن بر شکست های خود به اردوگاه قانا در لبنان حمله کرد و جمع زیادی از زنان و کودکان پناه جو را به شهادت رساند. در این شرایط، آمریکا به ارسال انواع کمکها از جمله بمب های لیزری و هدایت شونده به رژیم صهیونیستی پرداخت و از محکوم نمودن این رژیم در سازمان ملل جلوگیری کرد. رهبران بیشتر کشورهای عربی نیز از هرگونه اقدام عملی برای دفاع از فلسطینی ها و لبنانی ها خودداری کردند. اما ملت های مسلمان و مردم آزاده در سراسر جهان به محکوم نمودن تهاجم رژیم صهیونیستی پرداختند.
     به هر حال، نتیجه این جنگ همان طور که تا کنون نیز مشخص شده است، به نفع فلسطینی ها و لبنانی ها خواهد بود و توازن قوا در منطقه به نفع آنها بر هم خواهد خورد و روندی که از قبل آغاز شده بود – یعنی ضعف و زبونی روزافزون رژیم صهیونیستی در مقابل قدرت و اقتدار روزافزون فلسطینی ها و نیروهای مقاومت اسلامی – ادامه خواهد یافت.
     به جز جامعه و رژیم مصنوعی و اقتدار نیروهای جدید ظهور یافته در منطقه و داخل فلسطین (مانند پیدایش مقاومت لبنان به ویژه حزب الله وپدید آمدن حرکتهای اسلامی در فلسطین در پی ظهور گروههای جهاد اسلامی و حماس که قدرت و موجودیت این رژیم را به چالش جدی کشیده اند و در بالا توضیح داده شد، سایر آسیب پذیری های رژیم صهیونیستی عبارتند از:
۱) کشور ذره ای:
     پاندز از دانشمندان جغرافیای سیاسی کشورهای جهان را از نظر وسعت در ۸گروه: خیلی عظیم، عظیم، خیلی بزرگ، بزرگ، متوسط، کوچک، خیلی کوچک و ذره ای قرار میدهد. کشورهایی که زیر ۲۵۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت داشته باشند مانند رژیم صهیونیستی که تنها ۲۰۷۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد در گروه کشورهای ذره ای قرار می گیرند. همه نقاط این مقدار اندک مساحت در زمان بحران و جنگ بسیار آسیب پذیر است و هیچ جایی برای مانور و جابجایی نیروها و داشتن نقاط امن باقی نمی گذارد. از سوی دیگر، در این سرزمین ها هیچ کس نمی تواند تصور تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ جهانی را داشته باشد.
۲) مهاجرت معکوس در موقع بحران:
     با توجه به مصنوعی بودن جامعه و حکومت صهیونیستی و با توجه به این که آوردن یهودی ها به سرزمین فلسطین از نقاط مختلف جهان با وعده های فراوان از جمله امنیت و رفاه صورت گرفته است، در زمان جنگ و بحران، این رژیم با پدیده مهاجرت معکوس مواجه می گردد که با توجه به شرایط این رژیم برای آن شوم و خرد کننده است. این مساله حتی در زمان جنگ هایی که صهیونیست ها به پیروزی رسیدند نیز دیده می شد و آشکار است که در زمان بحران هایی که حیثیت و موجودیت آن را تهدید کنند، فرار مردم از فلسطین بسیار گسترده و متزلزل کننده خواهد بود.
۳) نیازهای گسترده اقتصادی سیاسی به غرب به ویژه آمریکا و افول تدریجی غرب:
     رژیم صهیونیستی را نمی توان یک رژیم مستقل و توانمند و خودکفا به حساب آورد زیرا بدون کمک های غرب به ویژه آمریکا امکان ادامه زندگی ندارد. این کشور هر ساله میلیاردها دلار کمک بلاعوض و وام های بلند مدت که باز پرداخت آنها در بیشتر مواقع بخشوده می شود به این رژیم اعطا می کند. آمریکا به علاوه کمک های تسلیحاتی پیشرفته بسیار و مداومی در اختیاراین رژیم قرار می دهد. این کشور همچنین در نهادهای سیاسی اقتصادی جهانی منافع این رژیم را دنبال می کند و مانند یکی از ایالات کشور خود و حتی مهم تربا آن برخورد می کند.
این وابستگی به ویژه زمانی آثار خود را نشان می دهد که غرب و از جمله آمریکا دچار بحران های راهبردی، امنیتی، اقتصادی و غیره گردند.
۴) چهره متجاوز و جنایت کار جنگی:
     مسئولان رژیم صهیونیستی چه قبل از تشکیل این رژیم و چه پس ازآن مبنای تلاش های خود را بر تجاوز، کشتار، قتل عام و ترور مردم فلسطین و همسایگان قرار دادند. از جمله کشتارهای دیر یاسین، کفر قاسم، کفر متی و اقدام های تروریستی سازمان هایی مانند هاگانا، اشترن و غیره علیه مردم عادی فلسطین و ادامه این کشتارها در داخل و سرزمین های همسایه از جمله لبنان – مانند قتل عام در اردوگاه های صبرا و شاتیلا – در سال ۱۹۸۲ چهره ای متجاوز و جنایتکار از سران این رژیم در میان مردم جهان و به ویژه مسلمانان ترسیم کرده است که همگان را در انتظار لحظه انتقام الهی و رسیدن این رژیم به آخر خط قرار می دهد.
۵) نقطه ای در میان دریایی از مسلمانان:
     رژیم صهیونیستی از نظر جغرافیای سیاسی و موقعیت نسبی بسیار آسیب پذیر است. جدا از مواضع فعلی برخی از سران کشورهای همسایه این رژیم، با توجه به این که ملت های این منطقه هرگز وجود این رژیم را نخواهند پذیرفت و جو افکار عمومی این منطقه این امر را نشان می دهد، این رژیم در میان دریایی از مسلمانان و اعراب مخالف موجودیت خود قرار دارد که یک نقطه ضعف راهبردی و آسیب پذیری بسیار مهمی است.
به علاوه کوچکترین اتحاد کشورهای اسلامی منطقه علیه غرب، برای غربیان و فرزند نامشروعشان یعنی رژیم صهیونیستی خطرناک است؛ از تحریم اقتصادی گرفته تا بستن شیرهای نفت مانند آنچه در جنگ سال ۱۹۷۳ رخ داد و به طور بی سابقه ای قیمت جهانی نفت را بالا برد.

=================================================================================




 

3
جنگ سرد جديد و فرصت‌هاي راهبردي ناشي از آن


نويسنده : مصطفي ملكوتيان
23/6/1387

     روي كارآمدن ديميتري مدودف به عنوان رييس جمهور فدراسيون روسيه به نقطه ي عطفي درتحولات روابط آمريكا - روسيه وبه زبان ديگر غرب و شرق جديد تبديل شده است .در دوره ي رياست جمهوري ولاديمير پوتين، روسيه با نوعي خوش بيني نسبت به غرب و يا به دليل شرايط نا مساعد اقتصادي و لزوم بهره‌‌گيري از تكنولوژي غربي راه تعامل با كشورهاي غربي را در پيش گرفت و با توجه به نياز آمريكا به موافقت روسها با حضور نظامي اين كشور در آسياي مركزي و قفقاز به بهانه مبارزه با تروريسم ، درقبال برخي هداياي آمريكا به روسيه ،آمريكا به فرصت‌ها‌يي براي اجراي راهبرد جهاني خود يعني فراهم كردن شرايط براي گسترش ناتو به شرق دست يافته بود.

     اما روسيه پس از آن الزامات يا خوشبيني هاي اوليه نسبت به ادعاها و مطالع غرب، از حالت گيجي خارج گرديد و در حالي كه مخالفتش با تلاش هاي امريكا براي حضور در سرزمين‌هاي قبلا در اختيار خود ابتدا تنها جنبه اعلام و مخالفت لفظي داشت ، باروي كارآمدن آقاي مدودف اين مخالفت ها در مقابل آمريكا و مجموعه‌ي غرب جدي گرديده روابط آمريكا - روسيه به يك بحران بزرگ تبديل شد. اينك روس‌ها به تلاش‌هاي آمريكا براي حضور در مرز هاي جنوبي و غربي فدراسيون روسيه به عنوان تلاشي براي متلاشي كردن اين كشور مي نگرند كه البته غرب همواره آن را در نظر داشته است؛ زيرا به نظر غرب روسيه با اين ميزان گسترده وسعت و حضور در مناطق مختلف ، هميشه خطرناك خواهد بود به ويژه اگر با كشورهايي مانند: چين، ايران، هند، قزاقستان وغيره متحد گردد.

     در زمان جنگ سرد پيشين ميان غرب و شرق يعني تا پيش از فروپاشي اتحاد شوروي و بلوك شرق كمونيست مشهور بود كه دو ابر قدرت آمريكا و شوروي آنقدر سلاح هسته‌اي انبار كرده‌اند كه روس‌ها مي‌توانند با سلاح‌هاي خود 4 بار و آمريكايي‌ها 3 بار كره زمين را ويران كنند.به علاوه در آن جنگ سرد كه نقاط اوج آن جنگ كره ، مسئله برلين و جنگ ويتنام بود ، گفته مي‌شد كه روسها از نظر قدرت تخريب و آمريكايي ها از نظر دقت سلاح‌ها بر رقيب پيشي دارند.با توجه به اين كه روس‌ها امروزه از نظر اقتصادي قوي‌تر شده و تا حدود زيادي بر بحران‌هاي داخلي خود مانند مشكلات اقليتي در قفقاز نيز فايق آمده‌اند، جنگ سرد جديد نتايج عمده‌ا‌ي بر مسائل جهاني خواهد گذارد.
در اين راستا ، اولين قدم عملي فدراسيون روسيه در مقابل غرب، وتو كردن قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل در تحريم زيمبابوه در سال جاري بود. آمريكا كه از مخالفان رابرت موگابه- رهبر سياهان در جنبش عليه نژادپرستي در زيمبابوه حمايت مي كند، نتوانست شرايط سياسي را در اين كشور به نفع خود تغيير دهد. بنابراين طبق معمول ، با عصبانيت به سوي بهره‌گيري از اهرم شوراي امنيت رفت ، اما روس‌ها دريافتند كه اگر در اين رابطه در مقابل غرب كوتاه بيايند قاره آفريقا و سياهان را به خود بدبين خواهند كرد، آنها همراه با چيني‌ها قطعنامه را وتو كردند.

اشتباه فاحش گرجستان :

     در اين شرايط آقاي ساكاشويلي رييس جمهور گرجستان كه به مهره آمريكا شهرت دارد و طي به اصطلاح يك انقلاب رنگي مورد حمايت اين كشور و با پول و تبليغات آمريكا - كه اسناد آن موجود است -قدرت را بدست گرفت، دست به يك اشتباه فاحش يعني حمله به سرزمين استقلال طلب اوستياي جنوبي و اشغال آن برخلاف قرارداد قبلي خود با روسيه مبني بر حضور ارتش صلح بان روسيه در اين سرزمين زد . آن چه شرايط را به سرعت بدتر كرد كشته شدن 10 سرباز روس در آغاز اين نبرد بود.

     اشتباه فاحش در سياست براي سياستمداران بسيار خطرناك است و گاه ممكن است باعث نابودي هويت سياسي آنان گردد. ساكاشويلي نتوانسته بود در انتخابات بعدي رياست جمهوري آراي دوره اول را بدست آورد و اينك تصور ميكرد با كسب پيروزي در اوستياي جنوبي كه قبلا وعده آن را داده بود بتواند قدري موقعيت خود را بهبود بخشد.به علاوه، غرب او و رهبران كشورهايي مانند اوكراين را به ايستادگي در مقابل روسيه تشويق مي‌كرد و به آن ها وعده ورود به پيمان ناتو را مي‌داد ؛ هرچند كشورهاي اروپايي در اجلاس اخير سران ناتو با آمريكا در پذيرش كشورهايي مانند گرجستان در ناتو همراه نشدند و حساسيت روسيه را در شرايط حاضر جدي تلقي كرده موضوع را به تصور خود به فراهم شدن شرايط در آينده موكول نمودند.

عكس العمل قاطع و غيرقابل پيش بيني روسيه :

     پس از حمله گرجستان به اوستياي جنوبي كه در روز افتتاحيه بازي هاي المپيك پكن صورت گرفت، روسيه بلافاصله به مخالفت برخاسته و با مطرح كردن كشته شدن 10 نظامي خود و لزوم دفاع از نظاميان اين كشور در اوستياي جنوبي ارتش خود را وارد اوستياي جنوبي ، آبخازيا و گرجستان نمود. روس ها به سرعت اوستيا را آزاد كرده و حتي برخي از شهرهاي بزرگ گرجستان را اشغال كردند.
در اين شرايط، ساكاشويلي رييس جمهور گرجستان و حاميان غربي آن كه قبل از حمله تصور چنين اقدامي را از روسها نداشتند به اشتباه خود پي برده درخواست آتش بس كردند. با ادامه اقدامات ارتش روسيه در گرجستان ساكاشويلي به التماس افتاد و از مجموعه غرب به ويژه آمريكا خواست به حمايت از وي دست به اقدام عملي بزنند.

     با وخامت بيشتر اوضاع، آمريكايي ها با دستپاچگي به دفاع از گرجستان پرداختند و براي اينكه در مقابل رقيب يعني روسيه و از نظر پرستيژ جهاني ضربه بيشتري نبينند به سرعت قرارداد استقرار پايگاه هاي ضدموشكي خود در لهستان را به امضا رساندند. روسها نيز بلافاصله و پس از تصويب مجلس دوماي روسيه استقلال اوستياي جنوبي و آبخازيا را به رسميت شناختند.آمريكا به ارسال اسلحه به گرجستان پرداخت و روسيه نيز هواپيماهاي استراتژيك جاسوسي خود رادر ونزوئلا مستقر نمود.روسها همچنين پيش از آن درسفر بشار اسد رئيس جمهور سوريه به مسكو سخن از ارتقاي سطح روابط سياسي و نظامي خود با اين كشور بر زبان راندند كه اين امر به معني هشداري نسبت به امنيت رژيم صهيونيستي يعني دوست درجه يك غرب در خاور ميانه بود.

فرصت هاي راهبردي ناشي از تيرگي روابط آمريكا - روسيه :

     نبرد اوستيا نقطه آغازي بر جنگ سرد جديد روسيه - آمريكا ميباشد و احتمالا تير خلاصي بر راهبرد غرب در گسترش ناتو به شرق خواهد بود.
به نظر مي‌رسد جدي شدن تصميم روسها به ايستادگي عملي در مقابل راهبرد غرب در گسترش ناتو به شرق، چند فرصت راهبردي تعيين كننده در مسائل جهاني و مناطق مختلف جهان در اختيار بازيگران ذيربط قرار داده است كه عبارتند از : 

 1 - غرب و به ويژه آمريكا به دليل مشغول شدن به جنگ سرد با روسيه، هرچند همچنان به مخالفت با برنامه هسته اي ايران ادامه مي دهد ،اما فعلا مجبور شده است به اين موضوع و همچنين موضوع صدور قطعنامه ديگري عليه جمهوري اسلامي ايران به مسئله اي داراي درجه دوم اهميت بنگرد.ضمن اينكه به دليل درگيري با روسيه شانس موفقيتش در صدور قطعنامه جديد نيز خيلي كمتر شده است.غرب در موضوع اوستياي جنوبي به اشتباهي بزرگ دچار شده است و اشتباه در ادامه اين بحران نيز ممكن است حتي جهان را به لبه پرتگاه جنگ هسته اي هدايت كند.

2 - هرچند در زمان اتحاد شوروي سابق اين كشور در كمك به مسلمانان و اعراب در مقابل رژيم صهيونيستي كارنامه خوبي نداشت (به عنوان مثال اگر اتحاد شوروي در زمان جنگ هاي 1967 و 1973اقلام نظامي مورد نياز كشورهاي عربي را به سرعت ارسال مي كرد نتيجه ديگري از اين جنگ ها بدست مي آمد)،اما با توجه به شرايط جديد و با توجه به اينكه ديگر اتحاد شوروي وجود ندارد، اكنون روس ها مايلند در مسائل مربوط به خاورميانه نقشي قويتر به عهده بگيرند.رژيم صهيونيستي پاشنه آشيل غرب در اين منطقه است و از اين طريق مي توان براي آمريكا و اروپا بحران هاي بزرگ آفريد.

3 - در سال هاي گذشته و با مشخص شدن فريب و نيرنگ آمريكا و سرمايه داران غربي در كمك به كشورهاي آمريكاي لاتين - يعني جايي كه آمريكا آن را حياط خلوت خود مي داند- پيدايش رژيم هاي ضد غربي كه با آراي ملت در اين منطقه قدرت را به دست گرفته اند آشكارا رو به افزايش بوده است .آمريكاي لاتين براي آمريكا همان اهميت را مي تواند داشته باشد كه مناطق قفقاز و آسياي مركزي براي روسيه دارد.

روسها به عنوان اولين گام در روياروئي با آمريكا در آمريكاي لاتين، هواپيماهاي استراتژيك جاسوسي خود را در ونزوئلا مستقر گردانيدند.اخراج سفير آمريكا از بوليوي نيز احتمالا بي‌ارتباط با اين مسائل نبوده است. قابل ذكر است كه پس از فروپاشي اتحاد شوروي و شكست ماركسيسم در حقيقت يكي از حاميان اصلي حركت‌هاي رهايي بخش ضد غربي در آمريكاي لاتين محو شده بود ؛ اما اينك روسيه مي‌تواند تا حدودي اين خلا را پر كند.

4 - با ادامه تشنج در روابط روسيه - آمريكا، شرايط در افغانستان و عراق براي آمريكا ومجموعه غرب نيز بدتر خواهد شد. حملات عليه نيروهاي ناتو در افغانستان در هفته‌هاي گذشته افزايش يافته و يكي از دلايل اين امر مي تواند مشغول شدن غرب به موضوع روسيه و ناتوانيش در تلاش هاي جدي موازي باشد.
===========================================================================================

1
غرب و انفعال در استراتژي جهاني آن: تحليلي پيرامون اهداف غرب از گسترش ناتو به شرق


نويسنده: مصطفي ملكوتيان

24/1/87

  
     بعد از فروپاشي اتحاد شوروي و پيمان ورشو،غرب به تصور اينكه فروپاشي رقيب به معني صلابت وقدرت غرب ونقطه آغازي بر ظهور جهان تك قطبي است،گسترش پيمان آتلانتيك شمالي يا ناتو به شرق – اروپاي شرقي،قفقاز و آسياي مركزي- را در دستور كار خود قرار داد تا با حضور مستقيم در مناطق ياد شده، سيطره جهاني خود را تحكيم بخشد و هر گونه نيروي احتمالي بازدارنده ومخالفي را تحت كنترل درآورده از نزديك براي فروپاشي هاي ديگر در روسيه و محاصره ايران از شمال وشرق و افزايش فشار بر ايران در مرزهاي شمالي كشور اقدام كند.
اين مسئله از اين نظر هم اهميت داشت كه مناطق خليج فارس و درياي خزر داراي ذخاير بزرگ نفتي هستند كه غرب شديدا نيازمند واردات آن هاست.از سوي ديگر غرب اعمال فشار بيشتر بر ايران را براي تامين امنيت دوست نزديكش رژيم صهيونيستي نياز داشت.
     در اين زمان، باتوجه به آشفتگي هاي بعداز فروپاشي و بحران اقتصادي، فدراسيون روسيه چندان قادر نبود كه در مسائل جهاني و منطقه اي ايفاي نقش كند و اين كشور به يك بازيگر منفعل تبديل شده بود كه در برابر دريافت برخي هداياي غرب،در مقابل گسترش ناتو به اروپاي شرقي و يا حضور نيروهاي آمريكائي در آسياي مركزي به بهانه مبارزه با حكومت طالبان يا حضور بن لادن در افغانستان سكوت مي نمود.
در عين حال به زودي دولت هاي بزرگ آسيائي و اوراسيائي مانند چين و روسيه با اقدامات غرب در شرق اروپا ،قفقاز و آسياي مركزي به مقابله برخاستندو با بهبودي شرايط اقتصادي در روسيه و رشد و توسعه اقتصادي در چين اين دولت ها سازمان پيمان شانگهاي را كه برخي از كشورهاي آسياي مركزي نيز در آن عضويت دارند بنياد نهادند.
     در زمان تشكيل اين سازمان غربي ها فكر نمي كردند كه اين سازمان بتواند نقش امنيتي و دفاعي مهمي در مقابل ناتو ايفا كند و بنابراين ايستادگي زيادي در مقابل تشكيل آن از سوي آنها صورت نگرفت. اما بعدا و به ويژه زماني كه ايران و هند به عنوان عضو ناظر وارد آن گرديدند و با توجه به اينكه آن‌دو در آينده به صورت عضو رسمي در خواهند آمد ،در مقابل آن قرار گرفتند.
پيمان شانگهاي سپس با حساسيت نسبت به حضور نيروهاي غربي در آسياي مركزي هشدار داد و از آنان خواست كه منطقه را ترك كنند.
     گسترش اهميت و ايفاي نقش اين پيمان هم زمان با تغيير و تحولات جهاني و منطقه اي در سال هاي گذشته و تحليل و بررسي رويداد هاي احتمالي آينده جهاني اين نكته را به ما تاكيد ميكند كه پيمان شانگهاي در حال تبديل شدن به وزنه تعادلي در برابر پيمان ناتو بوده و آرام آرام اين ايده تقويت مي شود كه به مرور زمان آرزوهاي غرب در مورد سلطه بلامنازع بر جهان جاي خودرا به كابوس غلطيدن در سراشيبي سقوط وزوال مي‌دهد. زيرا با توجه به اين كه در چهار قدرت نامبرده -روسيه،چين،ايران و هند - پتانسيل ضد غربي همراه با شناخت اهداف استعماري و راهبردهاي جهاني غرب و درك اين مطب وجود دارد كه در صورت تلاش اين چهار قدرت براي همكاري هاي استراتژيك با يكديگر و اهميت استراتژيك منطقه به هم پيوسته آسياي شرقي تا اوراسيا و آسياي مركزي و خليج فارس غرب هرگز نخواهد توانست نه تنها به اهداف خود درمناطق پيش گفته دست يابد، بلكه خلع يد از غرب در اين مناطق بحران هاي غير قابل كنترلي را كه اصل موجوديتش را تهديد مي‌كند ايجاد خواهد كرد.
     بنابراين تلاش هاي عجولانه امروزه غرب به ويژه آمريكا براي گسترش ناتو به شرق و عبوردادن آن از مناطق اروپاي شرقي، قفقازجنوبي، آسياي مركزي و كشورهاي افغانستان و پاكستان براي كسب اطمينان از عدم شكل گيري هرگونه اتحاد استراتژيك ميان چهار قدرت نامبرده از طريق دوركردن آنها از يكديگر،حائل شدن ميان سه كشور ديگر و ايران و در نتيجه حصول اطمينان از ادامه جريان انرژي منطقه به سمت غرب،حضور در كنار مرزهاي روسيه و چين و توطئه چيني عليه آنها و از جمله تقويت نيروهاي گريز از مركز و تلاش براي فروپاشي اين دو كشور صورت مي‌گيرد.
بنابراين درحالي كه غرب و به ويژه آمريكا پس از فروپاشي اتحاد شوروي ابتكار عمل را در دست گرفته و يك استراتژي فعال در رابطه با قضاياي جهاني داشت،امروزه و بعد از عدم كاميابي هاي بسيار در قضيه عراق و افغانستان كه زماني برخي از تحليل گران آن را آغاز كاميابي هاي جهاني آمريكا قلمداد مينمودند، به حال انفعال افتاده و تنها براي فرانرسيدن روز سياه براي خود و جلوگيري از سقوط در تكاپو است و گسترش ناتو به شرق و استقرار سپر دفاع موشكي در اروپا را تعقيب مي كند.

-2
روش‌ها، راهبردها و كاركردهاي رهبري امام خميني(ره) در انقلاب اسلامي

نويسنده: مصطفي ملكوتيان
18/3/1387

     وقوع و پيروزي سريع انقلاب اسلامي ايران براي بسياري از تحليل گران و متخصصين پديده انقلاب غافلگير كننده بود ؛انقلابي كه نسل نظريه هاي انقلاب را تغيير داد و با آوردن ايدئولوژي مذهبي به صحنه ، آغازگر نقش مذهب در سياست در دنياي مدرن شد. در اين تحول بدون شك نقش امام خميني(ره) بي بديل وتعيين كننده بود.
در اين گفتار اشاره اي كوتاه به چند مورد از برجسته ترين ويژگي ها و تلاش هاي ايشان در رهبري انقلاب اسلامي داريم:

الف- اعتقاد به انجام وظيفه و تكليف الهي مبناي رهبري امام : امام خميني يك انسان كامل و تربيت شده مكتب اسلام و يك بنده واقعي خداوند بود و در همه امور بر مبناي وظيفه خود عمل ميكرد.مبارزه با رژيم طاغوتي محمد رضا شاه و تشكيل نظام اسلامي توسط ايشان در همين راستا قابل تحليل است.ايشان اگر جنگ را ادامه داد براي انجام تكليف بود و اگردر سال 67 آن را پايان دادنيز به همين دليل بود. جنگ باعث آبديده شدن نيروها و زمينه اي براي توسعه و خودكفايي كشور شد . به علاوه همان طور كه امام مي فرمود " ما در جنگ ابهت ابرقدرتها را شكستيم " و به جهانيان ثابت نموديم كه سلطه گران جهاني در مقابل اراده ملتي مصمم ناتوان وضعيف هستند.

ب- نقش ويژگي هاي شخصيتي امام در رهبري : امام خميني داراي اراده اي پولادين و اعتماد بنفس كامل بود و به درستي راه خود اطمينان داشت.در مقابل به سردمداران رژيم منحوس پهلوي بنگريد كه بسيار متزلزل و به توانايي خود بي اعتماد و فاقد اعتماد بنفس بودند.دليري و جرات حضرت امام به الگويي براي نخبگان و توده ها تبديل شد و در آفرينش روحيه انقلابي و گسترش آن كه يكي از شرايط اصلي وقوع و تداوم انقلاب است بسيار تاثير كرد.امام هم پيش از آغاز حركت نهايي كه از 19 دي ماه 1356 آغاز شد هم در جريان حركت انقلاب در سال هاي 56 و 57 اين قاطعيت را نشان ميداد.در مرحله پاياني برخي از مقامات سياسي درخواست ملاقات با ايشان را ميكردند، اما ايشان با بيان اين نكته كه چون حكومت پهلوي ها غير قانوني است آن ها اول بايد استعفا دهند تا ملاقات صورت گيرد.از جمله سيد جلال تهراني رييس شوراي سلطنت پس از استعفا توانست با ايشان ملاقات نمايد.

ج –تلاش هاي امام در رهبري نهضت اسلامي از دهه 40 تا پيروزي انقلاب اسلامي :

     امام در اين مدت همه جنبه هاي رهبري در حركت انقلابي را با هوشمندي و توانايي ويژه و نتايج خيره كننده اي به انجام رسانيده است از جمله :

1 – تربيت كادرهاي انقلابي -- امام در سال هاي پيش از انقلاب به تربيت گروهي از شاگردان مورد اعتماد و معتقد و توانا همت گمارد كه با حضور در شهرها و مناطق مختلف در زمينه سازي و تداوم انقلاب و از جمله در بسيج عمومي و گسترش ايدئولوژي انقلاب نقشي گسترده به عهده داشتند.

2 – بيان و گسترش ايدئولوژي انقلاب اسلامي – گسترش ايدئولوژي انقلابي يكي از شرايط بنيادي وقوع انقلاب است.حضرت امام از يك طرف با حرام اعلام كردن تقيه در دوره پيش از انقلاب و از طرف ديگر با تذكر جنبه هاي انقلابي مفاهيم مذهبي از قبيل عاشورا به بيان وظيفه قشرهاي مختلف در مبارزه با رژيم طاغوت پرداختند و از طرف ديگر با درسهاي حكومت اسلامي و ولايت فقيه در سال 1348 در زمان تبعيد در نجف اشرف، حكومت جايگزين را معرفي نمودند.اين مرحله اي بسيار مهم در رخداد انقلاب اسلامي بود و بدون اين تلاش ها پيروزي انقلاب و تشكيل حكومت جمهوري اسلامي امكان پذير نبود.

3 – تنظيم و اجراي راهبردها (استراتژي ها ) و تاكتيك هاي حركت انقلابي – در اين رابطه نيز تلاش امام بسيار ستودني است؛ زيرا ايشان در هر مرحله با توجه به شرايط موجود ، راهبردها و تاكتيك هايي را برگزيد كه در صورتي كه غير از آنها انتخاب مي شد ، وقوع و پيروزي سريع انقلاب اسلامي غير ممكن بود.از جمله گزينش راهبرد تعليم و تربيت كادرهاي انقلابي در سال هاي پيش از وقوع انقلاب و انتخاب راهبرد مبارزه منفي يعني بهره گيري از همايش هاي ميليوني و اعتصابات سراسري به هنگام وقوع انقلاب و راهبرد عدم درگيري با نيروهاي مسلح.همين راهبردها بود كه باعث سرعت در پيروزي انقلاب و تلفات نسبتا كم نيروهاي انقلابي گرديد.درگيري مسلحانه با رژيمي كه ژاندارم آمريكا در منطقه بود، مي توانست زمان پيروزي را به عقب انداخته ، تلفات را افزايش داده و نتايج نا خواسته اي را به دنبال آورد.

4 – بسيج عمومي و به صحنه آمدن نخبگان و توده ها – انقلاب اسلامي از جنبه ميزان نخبگان و توده هاي شركت كننده بي نظير است.به جز وابستگان به رژيم سابق كه در مقابل انقلاب قرار داشتند، تقريبا همه اقشار و افراد در صحنه حاضر شدند و فرمان امام را لبيك گفتند.اعتماد بسيار بالاي مردم به امام خميني و روش هاي ايشان در رهبري و همچنين تبديل مساجد و تكايا به مراكز آغاز تظاهرات و نقش شبكه روحانيت در سراسر كشور كه همه مبتني بر نقش امام در رهبري انقلاب بود ، حركتي بسيار گسترده و قدرتمند ايجاد كرد كه رژيم شاه و حاميان خارجي آن را غافلگير و نا توان از انجام هر گونه عكس العمل بازدارنده اي نمود.

5 – تشكيل نظام جمهوري اسلامي – امام خميني با پيروزي انقلاب اسلامي تشكيل نظام جديد را به رفراندوم عمومي گذاشت و سپس قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز به آراي عمومي گذارده شد و بدين ترتيب يك نظام اسلامي پديد آمد كه همه ساختارها و مقامات عالي رتبه آن با راي مستقيم مردم برگزيده مي شوند.امام در عصر نظام هاي حكومتي دنيوي ، تشكيل نظام مردم سالاري ديني را به تحقق رساند و راه جديدي را به ملت هاي مسلمان و جهانيان نشان داد كه هم به انجام فرامين الهي پايبند است و هم به نقش مردم در سياست تاكيد مي كند.

د – امام خميني و حوادث پس از پيروزي انقلاب :
    
 رهبري امام در حوادث بعد از پيروزي انقلاب نيزبي نظير و بيانگر تيز بيني و آينده نگري دقيق ايشان بوده است.زماني كه در 31 شهريور 1359 صدام با حمايت قدرت هاي سلطه گر جهاني با حمله هوايي به فرودگاه هاي كشور ، جنگ عليه ايران را آغاز كرد ،امام با اعتماد بنفسي فوق العاده وعده زدن سيلي محكمي به صدام را داد و همگان ديدند كه صدام به زودي و تقريبا در تمام طول مدت جنگ براي پايان جنگ التماس ميكرد.همچنين امام در زمان اشغال لانه جاسوسي امريكا در تهران و تهديد هاي امريكايي ها اعلام كرد كه آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند.توانايي و هوشمندي امام در برخورد با حوادث مختلف ديگر پس از پيروزي انقلاب نيزبر همگان هويدا و آشكار بود.
     به طور خلاصه، امام خميني (ره) يك انديشمند بزرگ و تاريخ ساز ، معتقد به ديني شدن سياست و ايدئولوگ و فرمانده انقلاب و معمار نظام جديد بود كه با برنامه ريزي دقيق و تنظيم شايسته راهبردها و تاكتيك هاي حركت انقلاب و اعتماد بنفس فوق العاده و اراده پولادين خود توانست با  سرعت رژيم وابسته پهلوي را سرنگون و نظام جمهوري اسلامي ايران را بنياد نهد.

-3


مقایسه زمینه های فرهنگی سیاسی بسته های پیشنهادی کشورهای غربی و جمهوری اسلامی ایران
نویسنده : دکتر مصطفی ملکوتیان
تیر ماه 1378


واژه غرب هرچند معنای جغرافیائی – گروهی از کشورها که در اروپا و آمریکای شمالی قرار گرفته اند – نیز دارد،اما بیشتر بیان گر نوعی تاریخ ، فرهنگ، فلسفه،سیاست و اقتصاد است و انسان هائی را نشان می دهد که از زمان رنسانس به بعد زندگی خود را بر مبنای اومانیسم شکل داده و به مادی گرائی و عقل ابزاری و اقتصادی گرویده است.

    حاصل این تفکر ،یعنی انسان غربی، با انسان در معنای واقعی و کامل آن – یعنی انسان هائی که فطرتا خداجو وحقیقت طلب وعدالت جوهستند ودر آن تبعا نیازهای مادی بشری نیز ملحوظ شده است – تفاوت های آشکاری دارد.تفکرات غربی انسان ها را از درون مایه های ارزشی و حقیقت جوئی تهی نموده و تنها به توسعه مادی وبرآورده کردن نیازهای مادی معطوف کرده است.این اندیشه ها انسان هائی ساخته است که تنها قدرت طلب و ثروت طلب هستند و افکارشان از عمق ارزشی و معنویت گرائی به دور است.بدین ترتیب نفع پرستی شخصی و بی توجهی به همنوع به جزع جدائی ناپذیر زندگی و جامعه غربی تبدیل شده است.جامعه ای که عناصر تشکیل دهنده آن افرادی با این ویژگی ها باشند،برپایه سلطه جوئی بر دیگران عمل خواهد کرد واین به معنی نابودی انسانیت و افکار عالی و ماورائی است.

    نتیجه این تفکر واندیشه نوع ویژه ای از سیاست است که امروزه در غرب دیده میشود.این سیاست بر مبنای این دیدگاه هابزی که انسان گرگ انسان است شکل گرفته و بر این اساس ساختار سیاسی خاصی را به وجود آورده است که به شکل گیری نوع ویژه ای از روبط بین المللی انجامیده است.روبطی که نتیجه آن اشغال واستعمار مستقیم صدها ساله کشورهای آسیا،آفریقا و آمریکای لاتین و پس از ان تداوم سلطه بر این کشورها توسطدولت های غربی با استفاده از روش های نو  بوده است.

    بنابراین سیاست در غرب بر مبنای اصالت قدرت شکل گرفته است و رئالیسم غربی میگوید که اگر کشوری قدرت و زور کافی دارد، دلیلی وجود ندارد که از آن در راستای سیطره بر ملتهای دیگر و دستیابی به اهدافش استفاده نکند.غرب در این عمل از واژه منافع ملی بهره میگیردو این گونه بیان میدارد که هرچه منافع ملی اش که عبارت است از به دست آوردن تمام و کمال منافع امنیتی ،اقتصادی،سیاسی و غیره در سطوح منطقه ای و جهانی اقتضا کندحق اوست؛ هرچندحق دیگر ملت ها زیر پا گذارده شود.مثلا آمریکا می گوید منافع ملی اش اقتضا دارد که از رژیم صهیونیستی دفاع کند و یا در عراق و افغانستان ویا در هر جای دیگری از جهان مداخله نظامی نماید ،هرچند به کشتار صدها هزار انسان بی گناه بیانجامد.

    غرب برای دست یابی به منافع ملی خود در مقیاس گسترده ای از فریب کاری ، نیرنگ و دروغگوئی نیز بهره می گیرد و این تصور ماکیاولی  را دارد که دادن وعده های فریبکارانه به نفع اوست.برای آشکار شدن این امر به درخواستهای دولت های درگیر در مسئله هسته ای ایران نگاه کنید:آنها در ابتدا برای این که ایران را به کنار نهادن برنامه های صلح آمیز هسته ای اش ترغیب کنند ،درخواست تعلیق این فعالیت ها جهت اعتماد سازی سریع  و در نتیجه آغاز مجددآن توسط ایران را مطرح نمودند، اما سپس به جای اجرای عهد خود به خرید زمان و وقت کشی پرداختند .زمانی که ایران با پی بردن به هدف واقعی آنها که عبارت بود از تعطیلی دائمی فعالیت های هسته ای کشورمان، این فعالیت ها را مجددا از سر گرفت، با دستپاچگی به تشدید فشارها بر علیه کشور ما پرداختند واز جمله چند قطعنامه غیر قانونی در شورای امنیت سازمان ملل  به تصویب رساندند.اما با گذشت زمان ثابت شد که جمهوری اسلامی ایران با آغاز دوباره فعالیت های هسته ای خود بسیار هوشمندانه عمل نموده و از اتلاف بیشتر وقت جلوگیری نموده است.

    وقتی به تاریخچه روابط کشورهای غربی با جهان سوم بنگریم نیز این فریب کاری ها را به وضوح می بینیم:به عنوان نمونه انگلیسی ها بعد از صدور اعلامیه بالفور در سال 1917 درزمینه دادن سرزمین مقدس فلسطین به صهیونیستهاهر گاه برخی ازسران عربی یا مردم در سرزمین های عربی از جمله ملت فلسطین علیه تلاش های آنان در فراهم نمودن شرایط برای سلطه صهیونیستهاعتراض میکردند – با توجه به این که به سران عربی نیز وعده واگذاری این سرزمین ها را داده بودند- فریب کارانه در اعلان هائی به نام اعلامیه سفیدمی گفتند اینکه می گویند انگلیس می خواهد یک کشور صهیونیستی در فلسطین ایجاد کند شایعه است.اما بعدا جهانیان دیدند که در سال 1945 به پرچم داری انگلیس و آمریکا غده سرطانی اسرائیل در سرزمین فلسطین ایجاد شد.

     از این بحث یک نتیجه فوری به دست می آید:با توجه به جهان بینی و ایدئولوزی حاکم بر جهان غرب- که بر مبنای اومانیسم،فردگرائی،عقل ابزاری، نفع طلبی و سلطه جوئی استوار گردیده است- همیشه باید نسبت به بسته های پیشنهادی غربیان به دیده تردید نگریست و باید دانست که:

1-    این بسته ها در زمان ناچاری و برای منحرف کردن مسیر قضایائی که تداوم آنها به نفع غرب نیست تنظیم و پیشنهاد می شوند.

2-     غرب در زمانی که بتواند یک مسئله را به مسیری که خود می خواهد بیندازد ،هیچ یک از تعهداتش در اجرای مفاد بسته پیشنهادی خود  را اجرا نخواهد کرد.

3-     غرب حتی در حین مذاکرات نیز به تعهداتش عمل نمی کند و میان آنچه در تبلیغات جهانی اش می گوید و آنچه بدان عمل میکند فاصله بسیاری هست.مثلا نمایندگان غربی گاهی در مذاکره با نمایندگان ایران می گفتند ما اصلا مایل نیستیم شما دانش و تکنولوژی غنی سازی اورانیوم داشته باشید.

در مقابل این فلسفه و سیاست غربیان، اندیشه اسلامی قرار می گیرد که توجه به معنویت و انسانیت و حقوق دیگران را جزئ جدائی ناپذیر اندیشه خود می داند.بر این اساس است که می بینیم بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران که در اردیبهشت و خرداد امسال(1387) به کشورهای غربی ، دبیرکل سازمان ملل متحد و... ارائه شد، دربرگیرنده مسائل مختلف سیاسی امنیتی(احترام به فرهنگ ها و حق حاکمیت ملی کشورها و تحکیم صلح و امنیت جهانی)،اقتصادی(امنیت انرژی، رفع فقر از کشورهای ضعیف و...) و موضوع هسته ای(کمک به حصول اطمینان بیشتر از عدم انحراف فعالیت هسته ای کشورها،ایجاد کنسرسیوم غنی سازی و تولید سوخت هسته ای در نقاط مختلف دنیا واز جمله در ایران،تحقق خلع سلاح هسته ای و...) می باشد که منافع جامعه بین المللی را نیز مورد توجه قرار داده است.در این جا،بر خلاف دیدگاه غربیان،پیش برد منافع ملی برابر با انجام اقدام علیه حقوق اعضای دیگر جامعه جهانی نیست،بلکه بر مبنای این بسته پیشنهادی حقوق همه کشورها بر مبنای اصول عدالت و روابط منصفانه مورد توجه قرار گرفته است.       

 
 
ورود اعضا
نام كاربري :
كلمه عبور :
كد امنيتي :
سایت ها ی دیگر
تاریخ

آمار سایت

  Essays&Articles  
up_left