up_right

 

 

 

منوی دسترسی
ساعت سیستم
تبلیغات

 
جستجو در سایت
 
 
 افشای نقش رژیم صهیونیستی در ترور حریری توسط دبیر کل حزب الله لبنان 
3
سريال قطعنامه هاي غيرقانوني و بي اهميت

نويسنده: مصطفي ملكوتيان

19/12/1386

     صدور قطعنامه سوم شوراي امنيت سازمان ملل در باره برنامه هسته اي ايران ،دو نكته كليدي را به ذهن متبادر مي كند:


1-سازمان ملل متحد ارگان هاي مختلفي دارد كه آژانس بين المللي انرژي هسته اي از جمله آنهاست.اين سازمان وظيفه نظارت بر برنامه هاي هسته اي اعضا را به عهده اين آژانس گذارده است. وظيفه شوراي امنيت سامان ملل نيز توجه به نظرات كارشناسي ساير ارگان هاي وابسته به سازمان به ويژه ارگان هايي است كه مستقيما به موضوع مربوط ميشوند و اين شورا نميتواند براساس ظن و گمان راي و قطعنامه صادر كندو چه بسا كه صدور راي بر اساس گمان صلح وامنيت جهاني را به مخاطره اندازد.

     با توجه به اينكه گزارش اخير آقاي البرادعي دبيركل آژانس بين المللي انرژي اتمي به صورت موكد اعلام داشته است كه تمامي شش مورد مورد اختلاف ميان آژانس و جمهوري اسلامي ايران حل و فصل گرديده و پاسخ هاي ايران به سوال هاي فني آژانس با يافته هاي ناظران اين سازمان يكي است،صدور قطعنامه سوم كه به اصرار كشورهاي آمريكا و فرانسه( از جمله با تلاشهاي شخصي ساركوزي رييس جمهور فرانسه كه خود در داخل كشورش به دليل سياست هاي آشفته وغير معقول با نا آرامي و خشونت مواجه گرديده است) صورت گرفت،تنها به معناي اعتقاد اين كشورها به اصا لت زور و نه قوانين وحقوق بين المللي است.تبديل شوراي امنيت سازمان ملل متحد به وسيله اي در دست دولت هاي سلطه گربر اين امر اشاره دارد كه اين سازمان نمي تواند به صورت عادلانه صلح وامنيت جهاني را برقرار سازد و يك اراده مستقل از چند دولت زورگو و بدنام بر آن حاكم نيست واين سازمان در حال تبديل شدن به وسيله مضحكه و تمسخر توسط جهانيان است.

     بنابراين اقدام هاي غير قانوني شوراي امنيت در مساله هسته اي ايران يك لكه ننگ تاريخي براي اين سازمان است و آيندگان زماني كه دلايل سكست سازمان ملل و محو شدن آن رايادآوري كنند، بدون شك به آنها توجه وتاكيد خواهند كرد.

2-اما مهم تر از اين امر،بي اهميت و بي اثربودن قطعنامه هاي صادر شده است.روند صدور قطعنامه ها و مدت زمان طولاني كه براي آماده كردن و همراه كردن اعضاي شوراي امنيت با آنها صرف ميشود و تعديل هاي اساسي كه به اجبار بر قطعنامه هاي پيشنهادي آمريكا و برخي از دوستانش اعمال ميشود نشان ميدهد كه بانيان قطعنامه ها هيچ راه قاطعي و هيچ شانسي براي موفقيت و پيشبرد اهداف خود ندارند. يادآوري اين نكته نيز لازم است كه بانيان قطعنامه هاي ضد ايراني براي راضي كردن ساير اعضاي شوراي امنيت به صدور قطعنامه اي بدون اهميت كه همچون شير بي يال و دم و اشكم است از روشهاي مختلف از جمله تهديد و تطميع گسترده مانند قول كمك به پروژه هاي هسته اي در اين كشورها بهره ميگيرند.

     اما چرا آمريكا و دوستان غربي او به زحمت و با اين همه اعمال فشار به اعضاي شوراي امنيت و رفت و آمد هاي سياسي آشكار و پنهان و دادن وعده هاي بسيار به اين كشورها و در فاصله هاي زماني زياد تنها قادر ميشوند قطعنامه هايي را صادر كنند كه مثلا فروش كالا به اندكي از شركت هاي ايراني را تحريم مي كند و يا براي برخي از بانكهاي ايراني در خارج از كشور و مسافرت چند نفر ايراني به خارج از كشور محدوديت ايجاد مي كند و يا فروش كالاهاي مرتبط با برنامه هاي هسته اي و موشكي به ايران - كه قبلا نيز به ايران نمي دادند – راتحريم ميكنند ؟

     در پاسخ ميتوان گفت كه دولت هاي غير غربي حاضر در شوراي امنيت و برخي از اعضاي دايم اين شورا مانند روسيه و چين از اهداف سلطه جويانه جهاني آمريكا و دوستان غربي اش كه آشكارا در مقابل اهداف استراتزيك ساير قدرت ها و كشورها قرار دارد آگاهند و بنابراين بر حسب اضطرار و گاهي براي گرفتن كمك هاي غرب و يا از دست ندادن منافع تجاري و غيره، به اين قطعنامه ها كه زهر آنها گرفته شده است راي ميدهند.

پايان سخن:

     غرب به جاي سخن گفتن به زبان تهديد و تلاش براي صدور قطعنامه در شوراي امنيت، بهتر است از حوادث گذشته درس گرفته از زور گويي در برابرايران دست بردارد.ايران اسلامي به بركت انقلاب اسلامي، راه استقلال و اتكا به خود را برگزيده و عليرغم فشارها و تهديدات بي شمار دشمنان به پيشرفت وتوسعه خيره كننده اي در زمينه هاي مختلف علمي فناوري از جمله دانش پزشكي و داروسازي(سلول هاي بنيادي ،شبيه سازي حيوانات و...)،انرژي هسته اي ،نانوفناوري،فناوري هاي نظامي،فناوري فضايي(توانايي ساختن و پرتاب ماهواره به فضا)و غيره دست يافته است و بنا ندارد اين مسير را كنار بگذارد ؛غرب نبايد فراموش كند كه در ايران انقلاب شده است ، انقلابي با نام خداو براي خدا وبراي ايجاد جامعه اي مستقل،پيشرفته و الگو.
.................................................................................

2



 
ايران؛ شكوه و شگفتي‌هاي انقلاب 57

نويسنده: مصطفي ملكوتيان
25/11/86



والفجر،وليال عشر...

     انقلاب اسلامي ايران 29 سال پرحادثه اما موفق را پشت سرنهاده است .انقلابي باشكوه و شگفتي ساز كه با وقوع آن متخصصان پديده انقلاب ،تحليلگران سياسي و سياست مداران كه تصور وقوع آن را نداشتند غافلگير شدند و زماني كه آغاز شد چنان حركتي گسترده و سراسري پديد آورد كه امكان ايستادگي در مقابل آن و سركوبي و آرام كردنش غير قابل تصور شد و توانست در مدتي كوتاه يعني حدود يك سال و يك ماه بر قدرتمندترين حكومت منطقه –كه ابرقدرت غرب آن را به ژاندارم خويش درمنطقه تبديل كرده بود تا در مقابل حكومت هاي مخالف يا وقوع انقلاب هاي احتمالي بايستد-پيروز گرديده ،مسير تحولات منطقه اي و جهاني را تغيير دهد .

1-پاسخ به دو سوال :

     در پاسخ به اين پرسش كه چرا تحليل گران و نظريه پردازان سياسي و سياست مداران در رابطه با وقوع و پيروزي انقلاب اسلامي غافلگير شدند و نتوانستند اين رخداد را پيشگويي كنند ،بايد گفت كه تا پايان دهه 1970 ميلادي و تا زمان وقوع انقلاب اسلامي در سال 1357 پارادايم علمي موجود در ذهن اين افراد درباره انقلاب ،تنها به وقوع انقلاب‌هاي ناسيوناليستي ،ليبرالي و ماركسيستي تاكيد مي‌نمود و همانطور كه هاناآرنت در كتاب انقلاب خود گفته است يكي از ويژگي‌هاي انقلاب هاي معاصر دنيوي بودن نگريسته مي شد و در نتيجه وقوع انقلابي با ايدئولوژي ،ماهيت و شعارهاي مذهبي براي اين افراد قابل تصور نبود .بنابراين اولين شگفتي انقلاب اسلامي نوع ايدئولوژي آن و تغييري بود كه ازاين نظر در نسل انقلاب‌ها ايجاد كرد.

     پاسخ به يك پرسش ديگر ،يعني اين پرسش كه چرا انقلاب اسلامي توانست در مدتي نسبتا كوتاه بر يك رژيم مقتدر پيروز شود نيز تاحد زيادي به همين مساله يعني نوع ايدئولوژي و ماهيت انقلاب اسلامي باز مي گردد. زيرا به دليل سنخيت اين ايدئولوژي با تاريخ،فرهنگ وآموزه هاي ديني مردم ايران ،به سرعت خيابان ها از جمعيت پر گرديده ،حركت سراسر كشور را فراگرفته و توان هر گونه ايستادگي ازرژيم پهلوي و حاميان خارجي‌اش سلب گرديد.

2-نقش بي بديل امام خميني (ره ):

     آشكار است كه در همه مراحل رهبري انقلاب اسلامي امام خميني نقشي مستقيم وبي بديل داشته است والبته شخصيت وهمچنين راهبردها ،روش ها وتاكتيك هايي كه ايشان درهرمرحله انقلاب مورد استفاده قرارداد،محصول تربيت الهي وديني وي بوده واوهمه امور رابرحسب وظيفه و تكليف الهي خودونه به خاطر كسب قدرت يا منافع مادي و گروهي به پيش مي برد.

     روش هاي رهبري امام خميني در انقلاب اسلامي نيز منحصر به فرد بوده است .ايشان كه به حركت از طريق مرجعيت عامه اعتقاد داشت ،با هوشياري وزيركي خاصي از دست بردن به اسلحه توسط مردم جلوگيري كرد.درگيري مسلحانه عليه يك رژيم تا دندان مسلح مي توانست به جنگ داخلي خشونت باري انجاميده به شدت بر تلفات مردم انقلابي بيفزايد و احتمال پيروزي سريع انقلاب رانيز از بين ببرد .امام با اعتماد به نفس بسيار واراده پولادين خود-كه اين امر باعث تقويت اعتماد به نفس عمومي درمبارزه با رژيم محمدرضا شاه مي شد-نيز درضعف روحيه وفروپاشي سريع حكومت پهلوي نقش داشت .

     پيشگويي هاي امام خميني درزمان وقوع انقلاب اسلامي وبعد از آن نيزشگفتي هاي ديگري را نشان مي داد.امام در زمان حركت انقلابي مردم وتهديد رژيم مي فرمود : شاه رفتني است اعتنا به تهديدات او نكنيد. ايشان زماني كه دولت بختيار در روزهاي آخر عمر رژيم ساعت آغازحكومت نظامي رابه چهار ونيم بعد از ظهرتغيير داد فرمودكه اعلاميه حكومت نظامي خدعه ونيرنگ (براي سركوبي انقلاب )است ومردم به آن اعتنانكنند .عدم توجه عمومي به اعلاميه حكومت نظامي وحوادث بعدي آن باعث پيروزي انقلاب گرديد.حضرت امام زماني كه عراق با بمباران فرودگاه هاي كشور جنگ تحميلي را آغاز كرد، با اعتماد به نفس به مردم نويد زدن سيلي محكمي به گوش صدام را داد ودر زمان انتخابات رياست جمهوري آمريكا به كارتر رييس جمهور اين كشور توصيه كرد كه ديگر در انتخابات شركت نكند زيرا شكست خواهد خورد و كارتر در انتخابات شكست خورد. امام در نامه به ميخائيل گورباچف نيز سقوط نظام ماركسيستي و ماركسيسم را پيشگوئي نمود.

     ايشان در مسئله اشغال لانه جاسوسي آمريكا در تهران(سفارت آمريكا) در سال 1358 از حركت دانشجويان مسلمان خط امام به شدت جانبداري كرده آمريكا را شيطان بزرگ ناميدودر مقابل تهديدات آمريكا اعلام كرد كه آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند و همگان ديدند كه در صحراي طبس بر سر نيروهاي آمريكائي چه آمد.

3-رابطه ايدئولوژي انقلابي و تحولات پس از انقلاب:

      نوع ايدئولوژي، ماهيت و رهبري هر انقلابي تاثير آشكاري نيز برشرايط و حوادث پس از وقوع انقلاب به جاي مي گذارد .اگر پس از پيروزي انقلاب اسلامي بسرعت قانون اساسي كشور تدوين و نظام جديد با اتكا بر نقش مردم مستقر گرديده ثبات و تعادل لازم پديد آمد، بدون شك اين امر ناشي از ايدئولوژي اسلامي انقلاب ورهبري حضرت امام بود .

     نگاهي به ايدئولوژي وحوادث پس از انقلاب هاي فرانسه (1789)وروسيه (1917) ما را به نتيجه خوبي رهنمون ميشود: در فرانسه ايدئولوژي جديد جايگزين هر چند در ذهن انقلابي ها حضور داشت، اما بسيار متفرق وگنگ وبي ارتباط به فرهنگ وتاريخ اين كشور بود وبه همين دليل پس از وقوع انقلاب ، انقلابي ها به جان هم افتادند وانقلاب در هر زمان در دست يكي از گروه ها قرار گرفته ورهبران انقلابي ومردم توسط افراد وگروه هاي مقابل از بين مي رفتند و بدين ترتيب فرانسه بعد از انقلاب تا ساليان سال روي آرامش نديد.در روسيه نيز به دليل ايدئولوژي وارداتي انقلاب وناتواني آن از چيره شدن بر اذهان عمومي، بي ثباتي هاي زيادي تجربه شدودرزمان استالين حدود 15تا20ميليون نفر توسط وي كشته شدند .

     بنابراين وحدت واصالت فرهنگي ايدئولوژي انقلابي و وحدت رهبري درانقلاب اسلامي توانست به سرعت ثبات لازم براي فراهم شدن شرايط دستيابي كشور به اهداف انقلاب را به وجود بياورد ودر عين حال كه دشمنان اين انقلاب مقدس براي از پاي در آوردن آن از آغاز دست به توطئه ودشمني زدند،
     با گذشت 29سال ازپيروزي انقلاب و ناتواني ها و شكست هاي پياپي آنها و ظهور ايران به عنوان يك قدرت بزرگ منطقه اي ،ميتوان چشم انداز روشني براي آينده ايران اسلامي تصوير كرد.

4- آمريكا و 29 سال سرافكندگي:

     در سه دهه گذشته مبارزه آمريكا با انقلاب اسلامي هر زمان با راهبردها،دكترين ها و روش هاي متفاوتي ادامه يافته است.آنها كه از ابتدا نمي خواستند واقعيت پيروزي انقلاب اسلامي و ايران مستقل را بپذيرند،ابتدا به محاصره اقتصادي كشور ما پرداختندو سپس هم زمان با ادامه آن،در طرح ريزي كودتاي نافرجام نوژه ايفاي نقش كرده به ياري صدام در جنگ تحميلي پرداختند.در زمان رونالد ريگان رئيس جمهور اسبق آمريكابه رسوائي مك فارلين دچار شدندو در برقراري رابطه با ايران كه بسيار شايق آن بودند ناكام گرديدند.سپس در زمان رياست جمهوري بيل كلينتون سياست مهار ايران را كه محدود كردن ايران در همه زمينه هاي سياسي ، اقتصادي، نظامي و غيره بوددر پيش گرفته ،ولي نتيجه اي نگرفتند.جرج بوش پسر راهبرد حمله پيشدستانه را در پيش گرفت و ايران را در كنار كشورهائي هم چون كره شمالي و عراق در "محور شرارت " قرار دادو از اين كه اگر ايران در تكنولوژي هسته اي رشد كند جهان با وقوع جنگ جهاني سوم روبرو خواهد شدو وي گزينه نظامي را نيز روي ميز قرار داده است ،سخن گفت.اما اينك در سال پاياني دوره رياست جمهوري وي ،ضعف و زبوني آمريكابيش از پيش و بويژه با شكست اين كشور درعراق آشكار شده وپرونده سياست هاي وي كه روزي عربده هاي مستانه اش گوش هر كسي را كر مي كرد، در حال رفتن به بايگاني تاريخ است .

     انقلاب اسلامي ضمن گشودن راه جديدي بروي ملت‌ها ،اعتماد به نفس ملي را به كشور ما باز گرداند كه اين امر خود را در تحولات و حوادث 29 سال گذشته نشان داده است؛ از جمله ايستادگي و مقاومت دليرانه در مقابل حمله صدام كه همه قدرت‌هاي جهاني به كمك او شتافته بودند و تلاش براي فتح قله‌هاي علمي و فناوري بر مبناي اهداف سند چشم انداز 1404 و برنامه‌هاي توسعه اجتماعي فرهنگي اقتصادي سياسي و ساختن جامعه‌اي پيشرفته‌، سر آمد و الگو.
.................................................................................................

1

 

 


 

اتحاد ملي و پيشرفت علمي فناوري


دكتر مصطفي ملكوتيان


درج شده در نشریه معارف - شماره 47 - تیر 1386
اشاره:

رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در چند سخنراني خود در ابتداي سال جاري كه آن را سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نام نهادند، ضمن اشاره به سه هدف دشمن درباره كشور ما ـ يعني عقب ماندگي علمي، عقب ماندگي اقتصادي و شكستن يكپارچگي ملي ـ تأكيد ويژه‌اي به اهميت تحقيق علمي، جنبش نرم افزاري و توليد علم و لزوم تدوين نقشه جامع حركت علمي كشور نمودند. ايشان از جمله فرمودند: «شايد اين قطعه‌اي كه شما در آن زندگي مي‌كنيد، از لحاظ حساسيت در طول تاريخ ما، كمتر در گذشته تكرار شده و كمتر هم در آينده تكرار شود؛ قطعه‌اي كه بناست يك ملت عقب مانده را به پيشرفته‌ترين ملت دنيا تبديل كند.»1

«من از بن دندان اعتقادم اين است كه امروز يكي از دو سه كار اصلي و اساسي ما براي حفظ هويتمان، موجوديتمان، استقلالمان و آينده‌مان، مسئله تحقيق علمي است. اين از بسياري از كارهاي ما مهم‌تر است.»2

«اگر اين ملت بتواند خودش را به قافله‌هاي پيشرفت‌ و علم و ترقي برساند، يك دروازه عظيمي جلو راه ملت‌ها براي رفتن به سمت معنويت باز مي‌شود.»3

«روشن است كه ما يك راه طي شده دويست‌ ساله ديگران را در ظرف بيست سال نمي‌خواهيم طي كنيم... مدعا اين است كه نبايد وقت را تلف بكنيم.... علم وارداتي، علم ـ به معناي حقيقي كلمه ـ‌ نيست؛‌ علم درون زاست كه اقتدار مي‌بخشد... امروز اساتيد و مديران دانشگاه‌ها بايد اينگونه به دانشگاه نگاه كنند.»4

«ما براي پيشرفت علم در كشور به نقشه كلي علمي احتياج داريم. درباره چه چيزي مي‌خواهيم تحقيق كنيم، چه چيزي را مي‌خواهيم فرا بگيريم، چگونه اين اعضاي علمي پراكنده به هم متصل مي‌شوند، در كجا از اتصال اينها مي‌شود براي آينده كشور و حركت كشور بهره برد؟ اينها جز با يك نقشه علمي براي كشور امكان‌پذير نيست.»5

گفتار زير پس از معرفي برخي از علل تاريخي عقب ماندگي علمي فناوري كشور ما از قافله علمي جهان و اشاره‌اي كوتاه بر بعضي از علل مخالفت غرب با رشد و توسعه كشور در زمان حاضر، تعدادي از نكاتي را كه بايد در تدوين نقشه جامع حركت علمي كشور مورد توجه قرار داد بيان مي‌دارد.

شكست ايران در جنگ‌هاي ايران و روسيه و تحميل دو قرار داد گلستان و تركمانچاي و افزايش تلاش‌هاي استعماري روسيه و انگلستان در ايران و روحيه استبدادي، متزلزل و ناتوان قاجارها باعث از دست رفتن اعتماد به نفس ملي و دوره‌اي طولاني از ركود و سقوط علمي و فناوري در كشور ما گرديد كه تا پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 ادامه يافت.

بنابراين از دوره حكومت فتحعلي شاه قاجار به بعد، سلطه استعمار و حكومت‌هاي مستبد بر كشور از عوامل اصلي عقب‌ماندگي علمي فناوري و اجتماعي كشور بوده‌اند كه اين وضع در زمان سلطنت پهلوي نيز ادامه يافت. در اين دوره اخير به ويژه از سال 1352 كه قيمت جهاني نفت به دليل بستن شيرهاي نفت توسط كشورهاي عربي در زمان جنگ 1973 اعراب و اسرائيل، از 3 به 11 دلار رسيد، برخي سرمايه‌گذاري‌ها در بخش صنعت صورت گرفت، اما به دليل نداشتن زيربناهاي لازم (از قبيل برق، تلفن، جاده، بندر و كاميون)‌ و نيروي انساني ماهر( و در نتيجه ورود ده‌ها هزار مستشار خارجي) و عدم توجه به روستاها و تمركز صنايع در شهرها كه باعث مهاجرت وسيع به شهرها گرديد و تأكيد بر صنعت مونتاژ و مواد اوليه خارجي براي كارخانه‌ها و به ويژه بدليل وابستگي حكومت به بيگانگان، به گونه‌اي كه محمدرضا شاه ژاندارم آمريكا در منطقه بود، تلاشي بر بومي كردن علم و فناوري صورت نگرفت؛ به طوري كه مدام فاصله علمي كشور ما از كشورهاي پيشرفته در حال افزايش بود.

با پيروزي انقلاب اسلامي و هديه بزرگ آن به ملت ايران يعني استقلال، شرط اوليه لازم براي يك انقلاب علمي در كشور فراهم شد. توسعه همه جانبه اجتماعي اقتصادي سياسي و علمي فناوري بخشي از اهداف انقلاب اسلامي را تشكيل داده و نسل انقلابي از ابتدا در جستجوي راهي مستقل براي پيشرفت و توسعه بوده است. انقلاب اسلامي اعتماد به نفس از دست رفته ملت ايران را به آنها باز گرداند كه اين امر خود را در مقاومت در مقابل دشمني كه مورد حمايت بيشتر قدرتهاي جهاني بود نشان داد و اينك با گذشت 28 سال از وقوع انقلاب اسلامي، همگان به توسعه و پيشرفت قابل توجهي در كشور در مقايسه با ساليان پيش از آن اعتراف دارند. با خيز علمي و فناوري و توسعه اجتماعي صورت گرفته در اين سال‌ها؛ فاصله كشور ما با كشورهاي پيشرفته بطور محسوسي كاهش يافته و زنگ خطر براي غرب در زمينه الگو شدن ايران براي كشورهاي ديگر به ويژه كشورهاي اسلامي به صدا در آمده است. همانگونه كه گفته شد در اين مدت در برابر يك جنگ ويرانگر مقاومت گرديده و سپس خرابي‌هاي جنگ ترميم و زيربناهاي مادي (بنادر، راه‌ها،‌ انرژي، ارتباطات، جاده و غيره)‌و انساني (نيروي انساني ماهر و تعليم ديده) توسعه همه جانبه كشور مهيا گرديده است.

در اين شرايط، غرب به رهبري آمريكا دو تلاش هماهنگ را به مرحله اجرا درآورده است:

1ـ‌تقويت برخي رژيم‌هاي لائيك و تشويق سرمايه‌گذاري در آنها به منظور نشان دادن الگوهايي ظاهراً‌ موفق از رشد و توسعه در كشورهاي داراي حكومت‌هاي غير مذهبي در مقابل رشد و توسعه‌ ايران اسلامي.

2ـ‌ افزايش فشارها بر ايران بمنظور سد كردن راه پيشرفت‌هاي علمي و فناوري كشور به ويژه فناوري‌هاي پيشرفته مانند انرژي هسته‌اي و غيره.

اهميت مسئله زماني مشخص مي‌شود كه بدانيم بر اساس برخي فرضيه‌ها و پيش‌بيني‌هاي علمي، بشر به سوي بهره‌گيري هر چه بيشتر از درياها و اقيانوس‌ها در حركت است. زيرا در كف و زير كف درياها مقادير عظيمي منابع معدني گرانبها هست كه تنها با توسعه استفاده از انرژي هسته‌اي در زيردريايي‌ها و بهره‌گيري از آنها به عنوان وسيله‌اي براي حمل اين مواد به خشكي‌ها قابل استفاده خواهند بود و در آن زمان كشورهايي كه بر درياها حكومت كنند بر جهان حاكم خواهند شد.

نكته مهم ديگر در اين رابطه اين است كه پيشرفت علمي در حساس‌ترين فناوري‌‌ها راه پيشرفت در موارد كمتر مهم از جمله توليد كالاهاي مصرفي را هموار مي‌كند. به عبارت ديگر، كشوري كه به عنوان مثال مي‌تواند بر فناوري بسيار پيچيده غني‌سازي اورانيوم دست يابد، بسيار آسان‌تر و راحت‌تر مي‌تواند بر فناوري ساخت انواع كالاهاي مصرفي و صنعتي نيز دست يابد.

در عين حال، امروزه پيشرفت علمي و توسعه از حالت روند(پروسه) خارج و به پروژه تبديل شده است. در دوره جديد از تاريخ علم احتمالاً ديگر ابوعلي سينا يا فارابي نداريم و پيشرفت علمي در قالب پروژه‌هاي هدفدار و زمانداري كه عناصر متعددي را در بر مي‌گيرند تعريف گرديده و محقق مي‌شود. بنابراين هر چند در سال‌هاي گذشته تلاش‌هاي بسيار موفقي در كشور صورت گرفته و از نظر رشد علمي و فناوري اكنون در مقايسه با همسايگان خود و منطقه خاور ميانه و خليج فارس و همچنين كشورهاي آسياي مركزي، قفقاز، آسياي جنوبي، قسمتي از آسياي شرقي و جنوب شرقي، كل قاره آفريقا و عمده كشورهاي آمريكاي لاتين در مقام بالاتري قرار داريم، اما براي پر كردن فاصله خود با ساير نقاط دنيا و جلو افتادن از آنها بايد جديت بيشتري به خرج دهيم و همان‌گونه كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در سخنراني‌هاي آغازين خود در سال 1386 خواستار شده‌اند، نقشه جامع پيشرفت علمي كشور را تدوين و با قاطعيت اجرا كنيم.

به نظر مي‌رسد در تدوين اين نقشه بايد به نكات و موارد زير توجه كنيم:

1‌ـ‌ اتحاد ملي مهم‌ترين زمينه پيشرفت و توسعه علمي فناوري كشور است. اتحاد ملي باعث بسيج تمامي نيروها و امكانات براي دستيابي به اهداف مي‌شود و تجربه حاكي از موفقيت چنين حركت‌هايي است. اتحاد ملي همچنين ايجادكننده اعتماد به مسئولان و ثبات سياسي مورد نياز براي پيشرفت است. يكي از دلايل اصلي شكست حركت‌هاي پيشين در تاريخ معاصر براي دستيابي به رشد و توسعه ايجاد تفرقه‌هاي شديد در سطوح مختلف اين حركت‌ها بوده است. تجربه ژاپن نيز به ما مي‌آموزد كه اتحادي كه در دوره انقلاب ميجي در ژاپن بين نيروهاي مختلف تأثيرگذار در دهه 60 قرن 19 پديد آمد نقشي عمده در توسعه و پيشرفت اين كشور داشته است.

بدليل اهميت نقش اتحاد ملي در توسعه و پيشرفت است كه امروزه دشمنان ملت ايران تلاش‌هاي بسيار گسترده و دامنه داري از قبيل كمك به عناصر وابسته و تبليغات وسيع را براي شكستن يكپارچگي ملي ما به عمل مي‌آورند و سياست استعماري قديمي تفرقه بينداز و حكومت كن را همچنان دنبال مي‌كنند. آنها در صدد گرفتن اعتماد به نفس جوانان و بي‌اعتماد كردن آنها به مسئولان و كوچك جلوه دادن دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي هستند.

2ـ دولت متعهد به توسعه، و داراي برنامه راهبردي زماندار شرط مهم ديگر مورد نياز است. دولت بايد در اين راستا متهور و سريع باشد. دولت بايد هدف ملي رشد و توسعه علمي و فناوري را در همه اركان خود از بالا تا پايين نهادينه كند؛ بگونه‌اي كه همه ‌نهادهاي دولتي به ويژه نهادهاي آموزشي و فرهنگي به لزوم تلاش براي رشد علمي و وظيفه ويژه خويش در اين رابطه آگاه باشند.

دولت بايد با بهره‌گيري از نهادهاي مختلف جامعه پذيري سياسي از جمله آموزش و پرورش، متون درسي و دستگاه‌هاي تبليغاتي دستيابي به رشد و توسعه را به يك آرمان ملي دائمي تبديل كند؛ به گونه‌اي كه هر فرد، سازمان و گروهي در اين رابطه احساس مسئوليت نمايد.

3ـ ايجاد و تقويت زيربناها، و اصلاح برخي روش‌هاي پيشين شرط ديگر رشد و توسعه است؛ چه زيربناهاي مادي مانند صنايع مادر، استخراج معادن، انرژي، ارتباطات، راه‌ها و بنادر و چه نيروي انساني ماهر و تعليم يافته.

در قسمت تأمين و تربيت نيروي انساني ماهر نقش مهم مدارس و مراكز آموزشي و دانشگاه‌ها آشكار است. هدف رشد علمي بايد از آموزش‌هاي دوره كودكي و دبستان آغاز شود و رقابت علمي در مدارس مورد تأكيد قرار گيرد. همچنين بايد زمينه‌هاي رقابت علمي جدي ميان دانشگاه‌ها فراهم و رساله‌هاي دانشگاهي كاربردي گردد و به ويژه ارتباط بخش صنعت و دانشگاه‌ها تحكيم شود. به معني ديگر، بايد بودجه تحقيقات در كشور افزايش يابد و البته مركزي در دانشگاه‌ها براي هدايت رساله‌هاي دانشگاهي به سمت تحقيقات كاربردي و مورد نياز ايجاد گردد.

4ـ برنامه ريزان رشد علمي و فناوري كشور بايد براي تدوين نقشه جامع پيشرفت علمي در موارد زير نيز آگاهي كافي داشته باشند:

الف) ‌آخرين پيشرفت‌هاي علمي روز در كشورهاي ديگر.

ب) روش‌هاي متفاوت پيشرفت علمي و فناوري در كشورهاي مختلف از جمله شناخت روش‌هاي توليد علم در دانشگاه‌هاي كشورهاي پيشرفته.

ج)‌ دستيابي به تصورات مربوط به پيشرفت‌هاي علمي جهان در آينده نزديك و دور.

تدوين اصولي و اجراي قاطعانه نقشه جامع پيشرفت علمي فناوري كشور، بدون شك مي‌تواند در مدتي نه چندان طولاني و دور، هدف و آرمان ملي ارائه‌ الگويي كاملاً موفق از پيشرفت علم و فناوري به جهانيان را محقق سازد و زمينه‌ساز تبديل كشور ما به پيشرفته‌ترين كشور دنيا باشد.

 

پي‌نوشت‌ها:

ـ بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي انجمن‌هاي اسلامي سراسر كشور 19/2/86.

2ـ بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با استادان دانشگاه‌هاي استان خراسان در دانشگاه فردوسي مشهد 25/2/86.

3 ـ‌ بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي انجمن‌هاي اسلامي سراسر كشور 19/2/1386.

4 ـ‌ بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با استادان دانشگاه‌هاي استان خراسان در دانشگاه فردوسي مشهد 25/2/86.

5 ـ‌ همان.

 
 
ورود اعضا
نام كاربري :
كلمه عبور :
كد امنيتي :
سایت ها ی دیگر
تاریخ

آمار سایت

  Essays&Articles  
up_left